تبليغاتX
آشیل
آشیل
یونس پیامبر

------در ادامه پرداختن به نقش حیوانات به لحاظ بنیانهای مذهبی و اجتماعی تاریخی در باورهای مردمی ،گویند که یونس پیامبری بود از پیامبران پروردگار که اهل نینوا را  به یگانه پرستی و بت شکنی فرا میخواند و هر انچه تلاش مینمود بر راهبری انان،  توفیق نمیافت ، عاقبت روزی ان قوم را بر خلاف گفته پرودگار ترک نمود و هر انچه بر وی وحی فرود امد وقعی ننهاد و ره به بیابان سپرد و  رفت و رفت و ........ رفت تا عاقبت به  دریا رسید،در مدخل هور۱* شناوری را پهلو گرفته به ساحل دید و بر ان سوار گشت و روی به دریا نهاد ،به شبی گذشته از ان روز دریا خروشان گشت و کشتی نشینان را وهم فرا گرفت ،انان بر این باور  بودند که دریا گرسنه است و از میان مسافران یک نفر را باید به دریا بیافکنندتا ان خروش پایان یابد ،پس بر ان شدند که به قید قرعه ان فرد را انتخاب نمایند . به قرعه اول نام یونس از کیسه بیرون امد . انان که برای وی احترامی قائل بودند و وی را میشناختند رای به تکرار دادند،بار دیگر قرعه تکرار گشت و باز نام یونس و.... به سه بار قرعه را تکرار نمودند و جز  نام یونس  پیامبر نامی ز کیسه بیرون نیامد و عاقبت یونس گفت : که قسمت طاعت از امر پروردگار است و به دریا پرید ،به  زمانی کوتاه و به فرمان پروردگار ماهی بزرگی یونس را بلعید و با خود به قعر دریا برد . از ان روز چهل روز گذشت و یونس چهل روز به توبه و ندبه در دل ماهی  مشغول بود  تا عاقبت توبه مقبول افتاد و به فرمان خدا  ماهی به کنار ساحل امد و یونس را به ساحل فکند . یونس که چهل روز از افتاب بی بهره بود به دیدن نور خورشید به  حال ضعف به گوشه ای فتاد . گویند که به پلکی، بوته کدویی در کنارش رویید و وی را در بر گرفت تا از افتاب مصونش دارد ، یونس به جند روزی در پناه ان بوته بود و از میوه ان بهره میبرد تا عاقبت به سوی نینوا  بازگشت و راهبری و ارشاد انان را ز سر گرفت .

 قبول یا رد این داستان مذهبی بر عهده شما  .  

 ماهی نام برده شد را یونس مینامند که به حقیقت از راسته پستانداران دریایی است و دلفین یونس  است و ماهی نامیده نمیشود به جهت نگرشی علمی . گونه ای که در ابهای گرم دنیا من جمله خلیج فارس زندگی میکند . البته لازم به ذکر است که طول این گونه از دو تا چهار متر بیشتر نبوده و  وزن ان نیز از ۴۰۰ تا۲۵۰کیلوگرم بیشتر نیست . عکسهایی از وی را اینجا گذاشته ام که میتوانید ببینید  عکس 1   عکس2   عکس 3  عکس 4                                  

هور: خلیج کوچکی در خلیج که از سه سو به توسط خشکی محاصره گشته باشد .      

دلفین:کوچکترین عضو خانواده والهاکه پستاندار است و در زمره ماهیان به شمار نمی اید.

2 نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 23:13  توسط علیرضا ( آشیل )  | 

جغد شوم!

ظهر يکشنبه من .جدول نيمه تموم همه خونه هاش سياه روی خونه جغد شوم ...........صفحه کهنه ياداشتهای من گفت دوشنبه روز میلاد منه........... 

---جغد  ،پرنده ای گوشه گیر و شب گرد همراه با پروازی بیصدا ،مسکون به کنجی در ویرانه و انزوا با چشمانی درشت و نگاهی امیخته به حیرت و دیدگانی مسخ و پروازی که بیشتر به بال زدن افسانه میماند .جغداز دیر باز  انسانها را ز خود گریزان دیده و گویی خود نیز از انسان گریزان است و زین علت از سوی جماعتی از ادمیزاد شوم بد یمن و بد شگون نامیده میشود  . از دیر باز تا کنون انسانها در باره وی به افسانه سازی و قصه پردازی دست زده و او را به اسطوره بد شگونی و بد صدایی و بد اقبالی مبدل ساخته اند ،جغد را در زبان پارسی به نامهای متفاوتی چون :بوف،بوم،بوم کور ،چوکک،مرغ حق،شباویز ،ایشو مرغ  و مرغ زوبره و... خوانده اند ،همچنین در گویشهای اقوام ایرانی در جای جای ایران وی را با نامهایی چون :خاله کوکومه ،فاطمه سلطانک،کوره قوقو،کچک(( به طعنه چشم کچک یعنی چشمانت همانند جغد است در گویش مازندرانی)) و پپوک میخوانند اما با تمامی این نامها در اقصی نقاط ایران وی را با نام مرغ حق میشناسند،مرغی که با صدایی پر طنین شبا هنگام بانگ (هو هو) میزند. به جهت اطلاق این نام حکایات بسیاری وجود دارد ، گروهی از متدینین بر این باورند که: مرغ حق (هو هو)میزند تا  با تکیه بر لفظ دراویش و مریدان علی(یا هو) انان را به عبادت شبانه فراخواند . در حکایتی دیگر  اورده اند که : مرغ حق از مال صغیری یک دانه گندم میخورد و ان دانه گندم از گلویش پایین نمیرود و بدین سبب (هو هو) میکند تا سه قطره خون از گلویش به بیرون چکه کند  یا در حکایتی دیگر گویا روزی جغد با خواهر دیگر خود بر سر ارث و میراث اختلاف پیدا میکند و خواهر مداوما به وی میگوید :بی بی جون یکی تو دو تا من، یکی تو دو تا من(بر وزن هو هو). اما ویرانه نشینی و انزوا طلبی جغد خود حکایتها دارد که شاید شنیدنی ترین انان داستان سلیمان پیامبر باشد . همان پیامبری که زبان حیوانات را میدانست و با انان سخن میگفت.

میگویند روزی همسر سلیمان ،خواهان قصری بزرگ با برجی بسیار رفیع میشود تا از ان بام خانه کعبه را ببیند  و عبادت کند ، سلیمان این درخواست را میشنود  و جانوران را امر به ساختن میدهد ،تمام جانوران ساختن قصر را اغاز میکنند به جز جغد که سر پیچی رده و از انجا خارج میگردد ،ساختن قصر به اتمام رسید و روزی جغد به جهت دیدن قصر به انجا باز میگردد . سلیمان وی را احضار کرده و میگوید :سه سوال میپرسم اگر پاسخ دادی که هیچ و در غیر این صورت متنبه خواهی شد.جغد قبول مبکند و سلیمان پرسش اول را چنین مطرح میکند که: تعداد شبها بیشتر است یا روزها ؟جغد میگوید :شبها ،چون روزهای ابری و تاریک را نیز باید به واسطه فقدان نور خورشید شب شمرد . سلیمان پرسش دوم را طرح مینماید که : تعداد زنده ها بیشتر است یا مرده ها ؟ جغد میگوید: مرده ها ،چون خواب نیز به نوعی مرگ است و خفتگان را باید به نوعی مرده نامید . سلیمان سوال اخر را میپرسد که: تعداد زنان بیشتر است یا مردان ؟ جغد میگوید :زنان چون مردانی که از همسران خود اطاعت میکنند نیز به نوعی زن محسوب میشوند . سلیمان که قصر را به فرمان همسر خود ساخته بود  و سخن جغد را طعنه به خود دیده بود بر اشفت و قصر را ویران کرد، سپس جغد را نفرین نمود که تا به اخر عمر ویرانه نشین باشد در کنج انزوا و برای غذای وی نیز روزانه دو گنجشک مقرری تعیین نمود ، از ان پس جغد به کنج انزوا خزید و ویرانه نشین شد .

در کتاب اوستا  از جغد با نام اشوزشت یاد شده  و وی را فراری دهنده دیوها و پلیدیها خوانده اند یا در نسخی دیگر وی را به بهمن مرغ و  مرغ زوبره و هومن مرغ و شب اویز(مرغ شب ) خوانده اند و به خواص دارویی وی بارها اشارت کرده اند مانند :فراری دهنده مار و افعی -خون با روغن به جهت دوای افت - زهره با خاکستر به جهت شب ادراری -دل و جگر به جهت قولنج - خوردن چشم به واسطه افزونی  قدرت بینایی در شب، خوردن تخم و شراب به واسطه ترک شرابخواری یا به نقل از کلیله و دمنه بردن ان به نبرد به واسطه زیادی قدرت و توان و .......

در باورهای اجتماعی ایران زمین غالب دیدگاه ها در ارتباط با جغد منفی و امیخته با خرافه است بدین سبب به دیدن جغد وی را با سنگ مورد هدف قرار داده و وی را بد شگون میدانند .به عنوان مثال در  نقاطی از  گیلان  شنیدن صدای جغد نشان از  رسیدن خبری نا مبارک و نا میمون دارد  به همین علت با ایجاد صدا و  راندن وی سعی بر دور کردن صدا از خانه دارند ،گاها چوب نیم سوخته ای را به سمت وی پرتاب میکنند و بلند میگویند (اتش از من ،گوشت از قصاب) اگر جغد رو به قبله پرواز کرد بلا دفع میشود اما در غیر این صورت صاحبخانه باید صدقه دهد و انفاق کند و ........تا بلا رفع شود . در ارتباط با صدای جغد نیز این باور وجود دارد که اگر جغد گریه کند ،خوش است و اگر خنده کند بد یمن  و با شنیدن صدای وی میگویند (میمنت خانم،خوش امدی) شاید  بد نباشد قیاس کنیم منزلت جغد را در اوستا و ایین باستان ایران را ، با باورهای امروزه اجتماعی در باره شومی جغد  که شور بختانه سینه به سینه نقل میشود، در جایی که از وی به نام اشوزشت یاد میگردد و فراری دهنده دیوها و نام وی به معنی دوست داشتن و دوستدار راستی اورده شده وحکایاتی که در ارتباط با به وجود امدن وی از ناخن و کلام اوستا در زبان وی وجود دارد و چهره داریوش دوم با تاجی قلم خورده  به نقشی از بوف و...... 

 نام  و عکس هشت گونه از جغدهایی که به شکل بومی در ایران زندگی میکنند به ترتیب اورده شده  است ،در صورت تمایل دوستان میتوانند با کلیک کردن بر روی نامها ،تصویر مربوط به همان گونه را رویت نمایند :بوف گوش دراز    مرغ حق    بوف جنگلی     بوف خالدار    بوف ماهیگیر      شاه بوف      بوف تالابی   بوف طلایی

.باشد تا مهر این پرنده کوچک و شایسته را در دل مردمان جای دهیم .

                         دل مرغ حق گو مگر خون شود    که از چنگش این نغمه بیرون شود

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1384ساعت 18:15  توسط علیرضا ( آشیل )  | 

عفریت مرداب

------روز سوم از هفته دوم تعطیلات نوروزی بود ،در حد فاصل رشت و انزلی به رستورانی وارد شدم،از خدمه انجا به کنجی راهنمایم شدند و ستونی از اسامی غذاهای محلی گیلان که پیش رویم گذاشتند ،شماره ۱۴ ازون برون. ربع ساعتی زمان برد تا فسیل زنده جهان را بر میز داشته باشم ، اما نکته ای غریب بود این بو،  اشنایی نمیداد ،اشنایی میداد اما تاس ماهی نبود  به حکم شامه ام ! دوم انکه بسیار پر چرب بود و سوم انکه بسیار ترد و شکننده .......... بله ،خبری از تاس ماهی یا ماهی استروژن یا همان که به ازون برون شهرت دارد  نبود ، ماهی مورد نظردر حقیقت اسپله  نام داشت ،البته اسپله نام محلی و بومی  ان  در گیلان است که  نارقا یا نارگا یا کوسه یا نهنگ نیز مینامندش   ،  البته  به واسطه طعم و بوی نزدیک به تاس ماهی( خاویار -استروژن) به توسط سود جویان به نام ماهی اوزون برون  فروخته میشود -{نکته ای را اشاره کنم که در حقیقت ماهی اوزون برون  تنها ،یکی از پنج گونه ماهیان خاویاری دریای خزر شمرده میشود و به لحاظ کیفیت خاویار در رتبه پنجم پس از فیل ماهی - خاویار ایران(قره برون -تاس ماهی ایران) - خاویار روسی( -گلد-تاس ماهی روس) -  و ماهی شیپ، قرار دارد اما  اکثریت مردم به اشتباه تمام ماهیان خاویاری را اوزون برون(بینی دراز) مینامند}  اسپله در حقیقت همان  گربه ماهی اروپایی یا همان گربه ماهی دانوب است  که در ابهای شیرین زندگی میکند و در ایران غالبا در تالابها و مردابها  خانه دارد و فرمانروای این ابها محسوب میگردد و    به واسطه طعم و مزه مشابه  در برخی موارد به جای اوزون برون  ارائه میگردد، چه در رستورانها و چه در مغازه ها، بطور مثال در خیابان استانبول و سرچشمه  تهران انرا به جای فیله شیر ماهی و صارم  و .... به خلق ا.. می اندازند و می اویزند  .(پس مراقب باشید  که رکب نخورید ) از نظر بهداشتی  بیش از ۸گونه کرمهای انگلی در بافتهای بدن اسپله ماهی زندگی میکنند  که خود منبعث از نوع تغذیه اسپله ماهی هستند و از این رو  مصرف گوشت همراه باخون اسپله  میتواندخطرناک باشد - از نقطه نظر مذهبی  و شرعی هم  در زمره ماهیان حرام گوشت شیعیان  قرار دارد (به علت نداشتن فلس) -- البته در بین اهل تسنن  این مشکل وجود ندارد اما انها غالبا پس از صید اسپله ماهی سر ان را میبرند تا خون بدنش خارج گردد  چرا که به کثیف بودن خون ان معتقد هستند و به لحاظ تجربی به این باور رسیده اند مانند مناطقی چون بندر ترکمن و دیوان دره  . تا انجایی که من میدانم هم ،در اروپا نوعی صید ورزشی محسوب میگردد (بگیر و رها کن ) و نمونه های پرورشی ان مصرف خوراکی دارند. البته ایران برنامه هایی به جهت پرورش و تکثیر مصنوعی را تدوین کرده ا به جهت صادرات(حکایت محروم ماندن مردم ایران از خاویار) !

اما این پایان نامه نیست ،اسپله در باورها و داستانهای فولکلوریک مردم گیلان  هم انچنان خوشنام نیست - عمده دلیل این باور هم به زندگی توام با اسرار اسپله ماهی وابسته است  که خود منشا پدید امدن بسیاری از روایات و داستانها  و القابی چون عفریت مرداب-بوسا-کلیس را فراهم اورده  ، چرا که اسپله  غالبا در ابهای تاریک و کم نور و گودالهای بستر رودخانه یامرداب سکنی دارد  و غالبا شبها به شکار میپردازد و در برنامه غذایی خود  کلیه موجودات زنده و اجساد متعفن گونه های مرده و فضولات را رهگیری میکند  به گونه ای میتوان رفتگر مردابها و ابهای تاریک نامیدش ، در باورهای مردم گیلان زمین روایاتی شنیدنی نیز در ارتباط با اسپله وجود دارد - برخی معتقدند که اسپله ماهی اگر انسانی را بر لب اب ببیند انقدر به کناره ساحل نزدیک میشود تا حس کنجکاوی وی را بر انگیزد و وی را به داخل اب بکشد - در باوری دیگر  بومیان معتقدند که در جایی که اسپله زندگی میکند  پرندگان به روی اب نمینشینند - گروهی معتقد که به هنگام بارندگی و سیلاب اسپله به روی اب می اید و با ضربه زدن به تنه درخت موجبات سقوط موجود زنده از انرا فراهم میاورد - گروهی در روستای رشت اباد در حاشیه رشت بر این باور بودند که عروس خانواده ای به لب اب رفت و به وسیله ماهی بزرگ سیاهرنگی به زیر اب کشیده شد یا در ارتباط با پسر بچه ای این روایت را به تکرار اورده اند  - در روایتی دیگر که در مقاله ای میخواندم گروهی از صیادان که به ایات قرانی قسم میخوردند اذعان میداشتند که  پس از صید اسپله دست نیمه هضم شده دختر بچه ای را در معده وی یافته بودند  که بر دست  وی النگویی طلا دیده میشد  یا در سد تاریک(امام زاده هاشم در نزدیکی رشت) اشارت به اجساد گونه های جانوری(سم سانان) که پای در دهان اسپله داشتند  و یا در بندر انزلی  که صیادان مرغابی به زیر اب کشیده شدن مرغابیان را به توسط اسپله ماهی شهادت میدهند ،البته  ظاهر برهنه و لزج و اسفنجی و فاقد فلس و ان شاخکهای بلند حسی(سبیل)  اسپله ماهی  نیز ،خود بانی به وجود امدن روایانی این چنینی در باورهای فولکلوریک گیلان زمین گشته است و بدین علت عمده  صیادان بومی که به صید اسپله ماهی نائل می ایند در غالب موارد اسپله  را مدفون کرده یا انرا قطعه قطعه میکنند و یا انرا طناب پیچ کرده و بر زمین میکشند یا در صورت کوچک بودن انرا به زیر پای گذاشته و له میکنند   .  باشد که به جای کشتن بی دلیل و بدون توجیه این گونه و گونه های مشابه ، انان را با بوسه  و  انداختن عکسی به اب بازگردانند .

در خاتمه اشاره به این نکته که اسپله ، اوزون برون(تاس ماهی، ماهی خاویار ، استروژن ) قزل الای فنلاندی و ..... نیست ، اشتباهی نخوریمش(خنده).  

عکسهایی دیگر از اسپله.5 4 2 1 3 

2 نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1384ساعت 22:31  توسط علیرضا ( آشیل )  | 

هما -همای (کرکس شاخدار)

 --- عکس فوق را بارها دیده ایم، و بسیار از ان شنیده ایم، بر سر ستونهای تخت جمشید- بر بیرق هحامنشیان- بر فراز دژ ها و پادهای ایرانیان، در شاهنامه و شاهنامه خوانی اما ایا هما تنها افسانه است؟ در حقیقت شاید کمتر کسی بداند که  هما کرکسی است که بیشتر به شاهینی بزرگ شباهت دارد و ایرانیان  انرا کرکس شاخدار مینامند و در کوهستانهای مرتفع دشت لار ساکن است به امروز  ،نشانیتان میدهم  در این عکس وی را از نزدیک ببینید هم او که ایرانیان هما مینامیدندش و البته مغرب زمینیان  نام کرکس ریشدار را بر وی نهاده اند- هم او که امروز هواپیمایی ملی ایران را  نشانی میدهد.

 هما  فرخنده است و فرخنده نیز معنی میدهد ،ایرانیان باستان بر این باور بودند که سعادت و خوشبختی را بانی میشود اگر سایه هما بر سرشان بیفتد.در ادبیات داستانی کهن و قصه های عامیانه  اورده اند که وقتی پادشاه و یا امیری در میگدشت  و وارثی نداشت برای تعیین جانشین او مردم، همه در میدانی اجتماع کرده و  هما را رها می‌کردند. همای روی سر و یا شانه‌ی هر کس می‌نشست، او پادشاه یا امیر آن کشور می‌شد  .

 هومر شاعر نابینای یونان اشارت دارد که در جنگ ايلياد، در میانه  نبرد، هنگامي كه يك گروه از جنگجويان هما را مي بينند كه  از سوي راست به پرواز در ميآيد به هيجان مي آيند و زين فال نيك بانگ نيايش برمي دارند یا در روایتی دیگر اورده اند که در جنگ اسكندر مقدوني با داريوش هخامنشي وقتي دو سپاه در برابر هم صف كشيده بودند، در حالي كه اسكندر دست راست خود را به آسمان بلند كرده بود و از ژوپيتر كمك مي خواست، غيب گوي يوناني كه با لباس بلند سفيدي  حاضر بود ، عقابي را نشان داد كه از بالاي سرش يكراست بسوي اردوي داریوش به پرواز درآمد، سربازاني كه اين منظره را ديدند آن را به فال نيك گرفته و به هيجان آمدند و غرق در نشاط يكباره تاخت كنان بدان سو حمله بردند یا در جنگ برتوس همان فردی كه عامل اصلي در كشتن ژول سزار بود با مخالفانش در هنگامه نبرد دو عقاب به ستيزه برخاستند آرامش و سكوت همة ميدان را فرا گرفت، سپاهيان دم فرو بستند و چشم به نبرد آن دو پرنده دوخته بودند و گوئي سرنوشت جنگ را در جدال آن دو مي جستند، عاقبت عقابي كه به حانب  بروتوس بود از ميدان گريخت وآنكه بروتوس در همين جنگ شكست خورد.

صادق هدايت:

  • جمعي گفته اند كه آن كركس است كه مردار خورد وو به  هماي  سعادت معروف است. چنانچه گويند سايه آن بر هر كس افتد، پادشاهي و دولت يابد و لغت همايون هم كنايه از اين معني است. اينكه عوام در موقع تشكر  و سپاس مي گويند خدا سايه شما را از سر ما كم نكند، اشارت به همين مساله دارد

دکتر محمد معین:

  • هما پرنده ای است از راسته شکاربانان روز  با جثه ای قوی که جز استخوان نخورد و استخوانهای بزرگ را از بلندی بر صخره ای فکند تا پس از قطعه شدن انرا بخورد .همای را عوام  فرخنده گیرند و گرامی شمرند  

عکسهایی دیگر از هما(کرکس شاخدار) پرنده نیکبختی و سعادت ایرانیان   4  3  1  2

2 نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1384ساعت 19:51  توسط علیرضا ( آشیل )  | 

فوتبال

 دیروز تیم فوتبال ایران در میدانی که بیش از میدان ورزش است در جهان امروز ، پیروز گشت و موجبات سرور و شعف ایرانیان را فراهم اورد ،امید که چشمهایمان همیشه به شادی اشک الود باشد و ایران نیز به پایانه مسابقات راه یابد و ارزویی جز این نیست،اما ایااین همه دغدغه ماست؟؟ صدا و سیمای ایران ،به میانگین ،روزانه حدود چهار مسابقه را  به روی انتن میفرستد ، از غروب افتاب تا پاسی از نیمه شب گذشته فوتبال و فوتبال و... ،شاید هم به باور  من که در داخل ایران و در این کلان شهر ،تهران هستم اینگونه زیاده  مینماید!!  سه سال پیش به سد کارون (۳) رفته بودم ،از  ان بالا که نگاه میکردم، تونلها و کانالهایی بر بستر رودخانه و بالاتر از ان بر دیواره و بر کوه نظرم را جلب نمود ،پرسیدم هدف از حفر این تونلها در دل کوه چیست؟ گفتند، به هنگام ساختن یک سد و اب بند ، قبل از هر کار مسیر اصلی رودخانه و سیلابهای احتمالی را با ایجاد کانالها و تونلهای انحرافی اب منحرف میکنند تا مبادا طغیان اب و سیلاب روند کار را در هم ریزد و به تاخیر اندازد ، انگاه عملیات ساختمانی و احداث سد را اغاز کرده و به این شیوه  ان خروش را مهار میکنند ،پایان سخن اینکه هر بار تلویزیون را روشن میکنم ، به هر بار دیدن یک مسابقه فوتبال ناخوداگاه به یادم می اورد سد کارون سه را .

2 نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1384ساعت 4:38  توسط علیرضا ( آشیل )  | 

مالکیت ایران بر جزایر سه گانه

اتحادیه عرب با انتشار بیانیه ای به اجلاس اخیر  خود پایان داد و چون گذشته بی توجه به حقایق غیر قابل انکار تاریخی به حکم مخالفت سنتی ، بر حقوق امارات بر جزایر سه گانه(ابو موسی ،تنب کوچک،تنب بزرگ) پای فشرد . متاسفانه  دول عرب در قبال بسیاری از مشکلات جهان عرب  همانند  مسئله اسرائیل و فلسطین، تا کنون حتی به وحدتی نظری نیز دست نیافته ، اما به کوچکترین  سایشی با ایران انچنان مواظعی اتخاذ میکنند و از عزمی ملی سخن میرانند که  بیا و به تماشا بنشین ، حمایت اتحادیه عرب در حمایت از صدام حسین  در طول جنگ خود نمونه ای بارز و حمایت از ادعاهای واهی امارات نیز نمونه ای دگر و نمونه های بسیار تا روابط اجتماعی و فرهنگی، که از حوصله این نامه خارج است  .....  در این نامه قصد اشارتی مختصر است بر وضعیت مالکیت ایران بر جزایر سه گانه از منظر تاریخی به زبانی ساده و پرهیز از پرداختن به حاشیه. پر واضح است که در روند بررسی یک مسئله حقوقی نمیتوان از مستندات مسلم تاریخی در طی روند  دادرسی چشم پوشی نمود. 

خلیج : پیشروی اب در خشکی را به گونه ای که از سه سو به توسط خشکی محاصره شده باشد را خلیج مینامند، در خلیج ،خلیجهای کوچک دیگری نیز وجود دارد که انان را خور یا هور مینامند .( اخوار -اهوار)

استعمار بریتانیا :به جهت بر رسی وضعیت مالکیت جزایر سه گانه باید به اواخر قرن نوزدهم باز گردیم ، قرنی که استعمار شکل دیگری داشت ، روباه پیر استعمار ،امپراطوری بریتانیا به دوران ناصر الدین شاه  به واسطه ادعاهای امارات و اعراب جزایر قشم -لارک-ابوموسی- تنب بزرگ و کوچک را به نا حق به دندان گرفت و تا بدانجا پیش رفت که با اوضاع گل و بلبل دوران قاجاریه حتی ناصر الدین شاه نیز بر اشفت  و بریتانیا را به نقشه رسمی وزارت جنگ بریتانیا در سال ۱۸۸۶ که مالکیت ایران را  بر جزایر فوق  تایید مینمود ،رهنمون شد. در این نامه که در سال ۱۸۸۸ از جانب وزیر مختار بریتانیا به ایران تقدیم سده بود مالکیت ایران بر جزایر  قشم -هنگام-لارک-سری -ابوموسی- تنب کوچک و بزرگ را رسما تایید نموده بود . شاه وقت ، به نماینده بریتانیا اخطار داد که ادعاهای اعراب واهی بوده و مواظع بریتانیا نیز بی پایه است . بماند که اکنون محافل سیاسی انگلستان بر رخ دادن اشتباه چاپی  در این نقشه ها اشارت دارند  انهم در ۲۳ نقشه!!!( نقشه مورد بحث  ۱۷ متر مربع وسعت دارد )

نخستین تنش:در شرایطی که بریتانیا بر جزایر فوق حکم میراند  سعی نمود تا بر جزایر دهانه هرمز سلطه ای دو جندان یابد ،نفود امپراطوری روسیه خود نیز از عمده دلایل اتخاذ این سیاست بود . بدین جهت بریتانیا پرجم شیخ شارجه را  در سه جزیره   ابو موسی -تنب کوچک- تنب بزرگ- بر افراشت . اوضاع ایران انچنان نابسمان بود که تا  به یک سال  متوجه این امر نگردید و عاقبت  مدیر بلژیکی گمرکات جنوب کشور به هنگامه گشت زنی ، پرچم شیخ شارجه را دیده و فرمان پایین کشیدن ان را صادر میکند و مجددا پرجم ایران را به اهتزاز در میاورد و جند تفنگچی نیز به حفاظت از ان میگمارد ، بریتانیا  سریعا واکنش نشان داده  و پرچم ایران را به زیر میاورد ، مجددا ایران پایه پرچم را کنده و این وضع ادامه میابد  و عاقبت به واسطه استمرار ایران در این کار ، بریتانیا میپذیرد تا به هنگام روشن شدن وضعیت  هیچ پرچمی در انجا افراشته نگردد ،اما بریتانیا تا سالها از گفتگو پیرامون وضعیت جزایر طفره رفت و به وعده خود وفا ننمود ،از طرفی ایران که شاهد  بازرگانی قاچاق و غیر قانونی اعراب در ان جزایر بود  دست به تاسیس قرارگاه پلیس زده و اقدامات جدی خود را به جهت کنترل تجارت اغاز نمود .

گفتگو با بریتانیا :به سال ۱۳۲۸  ایران راه گشایش را در ارجاع پرونده به سازمان ملل جستجو نمود ، بریتانیا به جهت جلوگیری از این اقدام حاظر به گفتگو گردید  و عاقبت نیز  گفتمان بی نتیجه پایان یافته و ایران بر ان شد که برای احقاق حقوق حقه خود به شیوه ای دگر متوصل گردد .

اقدامات نخستین :در ۱۹۳۴ مقامات سیاسی ایران از  تنب بزرگ دیدن کردند و شیخ راس الخیمه را واداشتند تا برچم را به زیر کشد و از جانبی  یک شناورعربی متعلق به امارات را توقیف نمودند  و در نهایت بریتانیا که از رویت این تلاشها بر اشفته گردیده بود اعلام کرد که در جهت حمایت از امارات و منافع ان به زور متوسل خواهد گردید  و عاقبت نیز مداخله کرده و وضع را به صورت اول باز گردانید .

 دکتر محمد مصدق و اقدامات عملی: در۱۹۴۸ ایران که با بی اعتنایی و بی احترامی انگلستان  به روند مذاکرات رو به رو گشته بود بار دیگر اماده ارجاع پرونده به سازمان ملل نموده بود  و اعلام امادگی که اماده باز پس گیری جزایر با استفاده از زور میباشد ، بریتانیا اعلام نمود که بر مواضع خود استوار است ، ایرانیان عازم تنب بزرگ گشتند و پرچم ایران را به اهتزاز در اوردند، در ۱۹۴۹ بار دیگر انگلستان پایه پرچم را از جای در اورد ، دکتر محمد مصدق در ۱۹۵۳ رزمناوی ایرانی را به ابو موسی روانه کرد ،گروهی به داخل جزیره رفته و جزیره را ترک گفتند ،این اقدام موید امادگی ایران برای باز پس گیری جزایر به هر قیمتی شمرده میشد . در ۱۹۶۱ در دوره دکتر امینی و به تقلید از ابوموسی این روند در ارتباط با تنب بزرگ انجام پذیرفت  تا جمعی از ایرانیان با یک هلیکوپتر و یک رزمناو عازم تنب بزرگ گشتند و عاقبت به دولت اسد الله علم دولت ایران با اقدامی سریع و قاطع  جزیره سیری را از بریتانیا و شیخ نشینهای  شارچه  بازپس گرفت، این اقدامات در مورد دیگر جزایر ایران نیز با تنشهای بسیار ادامه یافت  تا زمانی که بریتانیا در صدد بیرون رفتن از خلیج فارس بر امد .

خروج بریتانیا :بریتانیا در ۱۹۶۸ در پی بیرون رفتن از خلیچ فارس بود ، اما ایران بر این خواست خود اصرار میورزید  که به واسطه  سیاست استعماری انگلستان در قبال ایران به جهت تسخیر غیر قانونی  جزایر ایرانی  از ۸۰ سال پیش تا کنون بایدبازگردانیدن جزایر به ایران صورتی رسمی داشته باش.ایران در جهت نیل به این هدف تهدیداتی جدی را اغاز نمود  و عمدتا بر اقدام نظامی اصرار میورزید ، نخست وزیر وقت هویدا در ۱۹۷۱ اعلام نمود که ایران برای احقاق حق خود با تمام توان خواهد جنگید  و به کشتیهای جنگی ایرانبلاغ گردید با رویت هر هواپیمای انگلیسی که بر فراز این جزایر پرواز کنند ان  را هدف قرار دهند ، و بر این نکته تاکیر کرد که هیج سازشی را پذیرا نخواهیم بود - از جانب دیگر ایران تلاشهای دیپلماتیک وسیعی را در سطح جهان اغاز نمود  تا راه بازگشت این جزایر به ایران را فراهم نماید.

باز پس گیری جزایر  :گفتگوها تا اواخر ۱۹۷۱ به طول کشید ، ایران اعلام نموده بود که به هیچ عنوان از حقوق حقه خود نخواهد گذشت،شیخ زاید در حال خروج بود  حال انکه  شیخ صغر حاکم راس الخیمه  در دیدار با امیر خسرو افشار خواهان دریافت پول از ایران گشته بود،   ایران اعلام داشت که حاضر به معامله بر جزایر متعلق به  خود نیست . از جانبی گفتگوها با بریتانیا ادامه داشت ، لندن تفاهم نامه نوامبر ۱۹۷۱ را بر حاکمیت مشترک شارجه و ایران بر ابو موسی  را ، در ابتدا به امضای دو طرف رساند . اما دو جزیره تنب کوچک و بزرگ بدون گفتگو به ایران باز گردانده شد -مذاکرات ادامه یافت، .....تا در روز ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱نخست وزیر ایران اعلام نمود  که پرچم ایران بر فراز سه جزیره -ابوموسی- تنب بزرگ - تنب کوچک افراشته شد . ایران موفق به باز پس گیری جزایر خود به یک روز پیش از خروج نیروهای بریتانیا از خلیج فارس گشته بود .

شورای امنیت :پس از اعلام رسمی مالکیت ایران بر جزایر -ابوموسی،تنب بزرگ،تنب کوچک- کشورهای عربی  همجون لیبی -عراق-عربستان - الجزایر -یمن -کویت - در همان روز الحاق به سازمان ملل به شورای امنیت شکایت بردند - شورای امنیت در ۹دسامبر ۱۹۷۱ تشکیل جلسه داد ،لیبی از جانبی تهدید به اعزام نیرو نموده بود ، عراق نیز همچنین ، از جانب ایران امیر خسرو افشار در شورای امنیت حضور یافت ،به وی ابلاغ گردیده بود تا از در گیری در قبال بد زبانیهای نمایندگان کشورهای عربی بر حذر باشد ، مذاکره ادامه میافت : ایران  اجازه نقض حاکمیت  خود  حتی یک وجب از خاک ایران را به هیچ قدرتی نخواهد داد ، مساله جزایر ایران یک مسئله داخلی ایران میباشد و ارتباطی با طرح ان در شورای امنیت ندارد . در پایان  نماینده سومالی خواستار کفایت مذاکرات شد  و درنهایت پس از ساعتها شورای امنیت با موافقت همه اعضا و بدون اعتراض پرونده را بسته و انرا بایگانی مینماید . پس از ان دیگر هیج ادعایی نسبت به این جزایر مطرح نگردید تا اکتبر ۱۹۹۲ به جند ماه پس از حمله عراق به خلیج فارس ، امارات بار دیگر  ادعای مالکیت بر جزایر را تکرار نمود.

در پایان اشارت اینکه که تخلیص به زیاده در این نامه، به جهت پرهیز از حاشیه وسر امدن کاسه صبرخواننده انجام پذیرفته است.

2 نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1384ساعت 22:2  توسط علیرضا ( آشیل )  | 

اسب در ایران

 شبکه دوم سیما ، قسمت سوم از ارباب حلقه هارا پخش کرد به چند شب پیش و به باور من بیگانه با هنر هفتم ،ارباب حلقه ها جای تحسین بسیار داشت - اما خارج از جلوه های ویژه خیره کننده ان ،  پیری سپید پوش با مرکبی سفید بر پرده تابناک بود مرکبی که بخشی از تمدن جهان را به خود اختصاص داده  و شعف انکه به خاطرمان اورد اسطوره های ایران زمین و هویت باستانی این سرزمین را، به یاد اورد رخش رستم را ،به یاد ا ورد شبرنگ بهزاد را ،به یاد اورد شبدیز خسرو پرویز را که گویا نعلش را با میخ طلا میکوفتند ،به یاد اورد گلگون مادیان شیرین را ،اسب بی سوار اسفندیار را ، اسب نادر را، ذوالجناح مرکب  حسین امام سوم شیعیان و براق و دولدول.....*

شوش---کتیبه داریوش: اهورا مزدا خدای بزرگی است ،او مرا افرید  و این سرزمین را که دارای مردمان و اسبان نیکو است ............... 

کمتر عرصه ای از فرهنگ این سرزمین را میتوان یافت که با اسب مرتبط نباشد ،از کهن تریم ایام تا تحولات دو سده اخیر ، از ان دوره که ابتدا شکار میشد و سپس به جرگه دامها اضافه گشت و انگاه به میادین کارزار ره یافت و به جا به جا کردن اقوام پرداخت . اسب در اغاز در نزد ایرانیان مقدس نمودار بزرگی شناخته میشد  دوست و غمگسار شاهزادگان و مظهر صفات بر گزیده انسانی نمودار قدرت و بزرکی ،با شکوهترین اتشکده زرتشتیان را اذر گشتسب نام نهادند که به معنی اتش اسب نر است  .هرودوت مینویسد  اسب مادی در دوران قدیم شهرت بسیار داشت  و ایرانیان از پنج سالگی تا بیست سالگی سه چیز را به فرزندان خود میاموزند  راست بنشین و راست بگو  و راست بیانداز ، در جای دیگر اورده است که از مراسم کهن انان قربانی کردن اسبان در نزد خدایان بوده است یا هرودیانوس یونانی اورده است که پارتها اسب را فقط به هنگام پیکار نیاز ندارند  بلکه از کودکی با انان بزرگ میشوند یا در جایی دگر اورده است که انان اسبهای خود را اخته میکنند تا انان را مهار کنند،پیتر مان در قسمتی دیگر اشاره دارد که اشوریها از بدو استقرار بر ایرانیان هجوم میاوردند تا اسبان انان را به چنگ اورند  و اشارت بر هجرت اسبان ایرانی به اسیای صغیر و بین النهرین و عربستان و مصر دارد  جنانجه پروفسور گوردون اشارت بر دیرینه ۱۶۰۰ ساله به پیش از میلاد در مصر دارد .

هرتل از دوره هخامنشی به فرمان کورش اشاره دارد که درباریان و  سران قشون را بر پرورش اسبهای نیکو سفارش داده است و خود بهترین انان را وارد ایلخی خود مینمود ، شاید در این بین بد نباشد به ابداع بازی چوگان توسط ایرانیان اشاره نمود و گفتار هرودوت پیرامون ابداع میدان اسب دوانی به توسط ایرانیان . 

به دوره صفویان میتوان به سواره نظام شاه عباس و اصطبل بزرگ وی اشاره نمود که گنچایش بسیار داشت ،مارکوپولو که قبل از ان دوران به ایران سفر نمود در سفرنامه خود اورده است  که ایرانیان که بهترین اسبان را دارا میباشند  که انان را به قیمتی گزاف در هندوستان میفروشند . تعدادی از بهترین اسبهای ایران نیز در دوره کریمخان زند عازم انگلستان گشتند شاید ذکر این نکته جالب باشد که اسب سفید ناپلئون بناپارت اسبی ایرانی و هدیه فتحعلی شاه قاجار بود در متون دینی نیز به تکرار نام اسب را به نیکویی میتوان یافت روایاتی در این باره نیز شهره اشت که :

پیامبر اسلام بهترین مکانها را پشت اسب دانسته است یا امام هشتم شیعیان اشارت بر این دارد که هر کس اسبی ببندد و انتظار کار ما را بکشد حق تعالی روزی او را رساند و بر وی مدد رساند . از دیگر روایات اینچنینی میتوان به بستن اسبی به انتظار امام دوازده شیعیان نیز اشاره نمود . در روایتی دیگر امده است که پیامبر اسلام  دست تیمار کننده اسب را با دست صدقه دهنده در راه خدا یکسان دانسته است.

براق: اسب پیامبر مسلمین که میگویند در شب معراج با ان اسمان را در نوردید

دولدول: اسب امام اول شیعیان

Herodotur.the histories.B and Radick Penguin books-----Man makes himself-------ENC.Britanica--R.Grishman

2 نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1384ساعت 0:21  توسط علیرضا ( آشیل )  | 

اکوتوریسم

باز بر ان شدم که به تکرار بنویسم  گرچه درپست دوم به تکرار اورده بودم نامه ای تحت نام گردشگری را،   که البته نگاشتن از ظرفیتهای گردشگری این دیار به چند کتاب هم نشاید و قطره ای از دریا ،   اما در برابر تبلیغات اژانسهای  مسافرتی داخل و تلویزیونهای مقیم لس انجلس به جهت سفر به کشورهای همسایه  کی توان و تاب تحمل داشتن  

اکوتوریسم چیست؟ جاذبه های طبیعی و گردشگری که از اشکال مهم صنعت توریسم در جهان شناخته میشود :>>>- ناهمواریهای طبیعی- کوه ها - ابشارها -  دره ها -دریاچه ها - تالابها - باتلاقها -  نواحی کویری- شن زارها - نمکزارها - رودها - چشمه های اب درمانی  طبیعی  - پوششهای گیاهی  نواحی ییلاقی  و  قشلاقی - گونه های گیاهی - گونه های جانوری - ابزیان -پارک های طبیعی - مناطق بیوسفر و- همه و همه را این سرزمین، ایران، به یک جا دارد .   

یونسکو : ایران در زمره پنج کشور اول جهان از نظر جاذبه های طبیعی( اکوتوریسمو توریسم) قرار دارد.

یونسکو: صنعت گردشگری سومین صنعت پولساز جهان نام گرفت.

وزارت کار و امور اجتماعی  :به واسطه ورود هر گردشگر خارجی به ایران ۹ موقعیت شغلی ایجاد میگردد.

سازمان جوانان: ایران دومین کشور جوان جهان پس از مکزیک.

تبلیغات : ۳روز و ۴ شب اقامت در دبی ..... تومان.

لس انجلس: ستارگان موسیقی ایران در عروس شهرهای جهان دبی!!!

اتحادیه عرب : کشورهای عرب نسبت به تاسیس هتلهای زنجیره ای مشترکا اقدام مینمایند.

سازمان میراث فرهنگی :به جهت تعدد  اثارتاریخی به پیمانکاران واجد شرایط به جهت ثبت اثار نیازمندیم.

لس انجلس: فروشگاه های زنجیره ای دی تو دی در دبی.

لس انجلس : برای ازادی ایران  وعده ما درسالن ... مرکز تجمع بزرگان موسیقی جهان در دبی.

تبلیغات: گردش در صحرا و شبی به یاد ماندنی درابوظبی. .

شیلات: نود و سه در صد ذخائر  ماهیان خاویاری جهان در ایران است.

شیلات: مدیریت پرورش ماهیان خاویاری  با ایران است سالانه ۱۸.۰۰۰.۰۰۰ قطعه ماهی رها میشود.

وزارت بازرگانی : کل در امد ما از صدور خاویار در سال گذشته به اندازه یک هفتم کشورهای حاشیه دریای خزر هم نبوده .

طبیعت دوستان : شمارش معکوس برای نابودی طبیعت ایران اغاز شد. 

سونامی: فرصتی که در اختیار شیخ نشینان خلیج فارس قرار گرفت.

محیط زیست: ۳۶ قلاده از بازماندگان یوز اسیایی فقط در ایران زندگی میکنند.

افغانستان: قوچ افغانی تحت حمایت قرار گرفت.

پیراسته:  پارک ملی سرخه حصار توسط عوامل سازمان خانه سازی جهاد اتش زده شد.

ترکیه :میزان واقعی جنگلها در قیاس با ایران ۱۳۴۲ بالغ بر سی و شش میلیون هکتار.

ایران:در قیاس با ۱۳۴۲ از ۲۲.۰۰۰.۰۰۰هکتار به کمتر از ۵.۰۰۰.۰۰۰هکتار .

نشریات: شیوخ خلیج فارس در بختگان جه میکنند؟

یونسکو:  با در اختیار داشتن  کامل  کرانه جنوبی خلیج فارس . ایرانیان در ترکیه و امارات چه میکنند؟

امارات: از صادرات نفت بی نیازیم.

اتحادیه عرب:امارات: در هشت ماه گذشته به جهت نمایش ظرفیتهای جهانگردی خود در ۱۲ نمایشگاه بین المللی جهانگردی شرکت کرده ایم .

--------------------------------------

 اما نکته ای که جهان بدان معترف است انکه ایران به حقیقت حیف است.

2 نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1384ساعت 18:41  توسط علیرضا ( آشیل )  |