جهانی شدن را تا به امروز بسیار تعریف نموده اند منتقدین به نظام سرمایه و سرمایه داری انرا صحنه ای برای گسترش اعمال غیر انسانی و تحکیم سیاست برده داری به وسعت جهان و به یک کلام آمریکایی شدن میدانند و به تغییر جغرافیای سیاسی جهان اشاره دارند در شرایطی که طرفداران جهانی سازی به انتقال تکنولوژی بهبود شرایط نیروی کار و گردش جهانی سرمایه و انتقال ان تکیه میورزند و به پایان یافتن چالش تاریخی با سرمایه اشارت دارند و پایان یافتن منازعات منطقه ای و مرگ جنبش کمونیسم جهانی . که هر کدان از این تعاریف به نوعی تعریفی خاص یا عام برای جهانی شدن نیز تلقی میگردند.
دسته اول جهانی شدن را در مفهوم عام ان عنوان مینمایند و به در هم ادغام شدن بازارهای جهانی و زمینه های توسعه تجارت و سرمایه گذاری مستقیم و جابجایی انتقال سرمایه و کاستن قدرت دولتها و شکافته شدن مرزهای ملی میبینند .
دسته دوم انرا از قبل سر بر براوردن دولتهای نیرومند ملی و اوج پیروزی سرمایه داری جهانی که به تولید یکسان در برون و درون مرزهایشان ادامه میدهد و سلطه پذیزی و امپریالیسم پروری را در خود میپروراند که با الگوی امریکایی همخوانی دارد
دسته سوم که رقابت بی قید و شرط در جهان را توسعه میبخشد و ثروتمند را داراتر و فقیر را بی چیزتر مینماید و رتبه اخر را برای بازار کار و نیروی کار میبیند. و به نفع و صرفه کشورهای شمال و به ضرر کشورهای جنوب ..به عبارتی شمال تا ابد برد .
دسته چهارم که انرا عصر تحولات عمیق بر انسان میبینند در گستره جهان که در سایه مبادلات متوازن و همگون در اتیه و نامزون ناهمگون به اکنون صورت میپذیرد که بر تقسیم عادلانه اهرمهای کسب ثروت تکیه دارد .
و دسته پنجم که بر رشد بازارهای مالی جهان ،فروپاشی نظامهای سطه گر و سر فرود نیاوردن دول ضعیف،بین المللی شدن دغدغه های بشری همچون مبارزه با بیماریها و جهانی شدن محیط زیست ، کاهش هزینه های هنگفت نظامی و بسط جغرافیای اقتصادی و نه سیاسی، انقلاب تکنولوژیکی اطلاعات و ترابری و ارتباطات و تقسیم کار و ارائه خدمات .
نقطه اوج و محقق گردیدن ارمانهای کشورهای حامی جهانی سازی و جهانی شدند اقتصاد را میتوان در سازمان جهانی بازرگانی WTO جستجو نمود .به ان هنگام و سالهای پایانی جنگ جهانی دوم و میل باطنی کشورهای درگیر و خصوصا پیروز به منظور برقراری مبادله و تجارت با یکدگر که پس از عبور از مشکلات بسیار عاقبت در ۱۹۴۷مودت نامه و معاهده ای را در قالب قراردادی به نام <<گات >> به امضا رسانیدند تا در سایه گات و در نشستی در کشور مراکش به تاریخ پانزدهم آوریل ۱۹۹۵ موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت جهانی General Agreement On Tarrif and Trade را تصویب و موافقت خود را با تشکیل WTO اعلام داشتند که در مفاد ماده اول اساسنامه ان میتوان به اهدافی چون : بالابردن سطح زندگی شهروندان-فراهم اوردن امکانات اشتغال- افزایش مستمر در امدها-بهرهبرداری کامل و معقول از منابع جهانی - و افزایش مبادلات و بهبود بخشیدن نضام تجاری فی ما بین اشاره نمود که در مجموع میتوان جنبه های مثبت و منفی بیشماری را برای ان بر شمرد . اما سهم سرزمینمان ایران و ایرانیان را چگونه میبینیم ؟ ایران چه باید بکند ؟ جنبه های منفی عضویت در سارمان تجارت جهانی و نکات مثبت ان برای ما چه خواهد بود؟.....ادامه دارد......
نمونه اسکناس۲تومانی چاپ فرقه دمکرات
پی نوشت عکس اسکناس بالا: نمونه اسکناس۲تومانی چاپ فرقه دمکرات
بر گرفته از کتاب ،فراز و فرود فرقه دمکرات آذربایجان به روایت اسناد محرمانه ارشیوهای اتحاد جماهیر شوروی - ترجمه منصور همامی - نشرنی- پروفسورجمیل حسنلی باکو۱۹۸۸-۱۹۸۹چاپ اول۱۳۸۳تهران.
لازم به ذکر است عنوان فارسی این اثر به توسط بابک امیرخسروی برگزیده شده است.عنوان اصلی:Gunei Azarbaijan
زردشت سخن می راند که خدا هفت جلوه را بنا بر اراده خود افرید که انان را پسران و دختران خدا میدانند (سپنته مینیو...روح نیکوکار-وهومنه..اندیشه نیک-اشه...راستی-خشتره ویریه... شهریاری-ارمیتی...خلوص-هروتات...کمال- امرتا...جاودانگی)که اختصاص به وجود خدا دارند و انسان میتواند بدین طریق به وی نزدیکتر گردد و در انان سهیم گردد .زردست اشارت بر اهورا مزدا دارد و انکه هر که از وی اطاعت نماید از طریق اندیشه نیک به کمال و جاودانگی خواهد رسید و بدین طریق است که انسان راه راستی را طی مینماید و به جاودنگی و پس از ان به شهریاری خواهد رسید تا بتواند در گوشه ای از جلوه های پروردگار سهیم باشد .شاید بتوان به گونه ای این آرمان پردازی و اسطوره گرایی تجسمی را با مسیحیت مقایسه نمود یا بهتر انست که بگویم مسیحیت با زرتشت ،آن هنگام که امشا سپندان بر تختهای خود در کنار اهورا مزدا قرار میگیرند و بر گارو دمانا(منزلگاه سرود) مینشینند و هر کدام بخشی از آفرینش را حمایت میکنند - بهمن گونه های جانوری را ،اردیبهشت آتش را ،شهریور فلزات را ، اسپندار زمین را ، مرداد گیاهان . خرداد آب را و عاقبت اهوره مزدا انسان را .
وهومنه (بهمن)-اندیشه نیک:
وی اولین زاده خداست و در جانب راست اهورا مینشیند و پشتیبان گونه های جانوری است و وظیفه حمایت ار انان را بر دوش دارد اما این به معنای حمایت ننمودن انسان نیست بلکه پس از مرگ انان به روان پارسایان خوش امد گفته و انان را به بالاترین قسمت و جایگاه رهنمون میسازد ،بهمن با دیوانی چون ایشمه...خشم- آز ...بیراه اندیشی و اکومن...بی نظامی مخلف است .در روایات زرتشتی این بهمن امشاسپند است که زردشت را به حضور اورمزد(اهوره مزدا) و امشا سپندان میبرد و در میان انان مینشاند تا تعلیمیت را فرا گیرد و خواست قدسیان را به انسان اعلام نماید.
اشه(اردیبهشت)-راستی:
زیباترین امشاسپندان است و در برابر کژی قرار دارد و قانون ایزدی را نیز نمایندگی میکند >پارسایان را اشون مینامند که پیروان اویند .انان که به نظم پرورگار اعتقاد دارند پیرو اویند و خارج از ان از رستگاری محروم و بدین جهت پارسایان نیایش میکنند تا او را ببینند .اشه دیوان و آفریدگان شرور را مغلوب منماید تا نظم زمین پا بر جای بماند و بر اعمال متنبهین نیز چیره است تا انان را بیش از انچه میباید مجازات ننمایند و رقیب وی اندیره یا روح ارتداد در انسان نامیده میشود .
ارمیتی(اسپندارمد)-پاکی و اخلاص:
اسپندار مد دختر اهوره مزدا میباشد و در طرف چپ تخت مینشیند و به سم سانان چراگاه میبخشد و مظهر پرستش است و به تند روی مردان و زنان بر روی زمین مینگرد و ازرده میگردد اما در قبل کار و تلاش انان شادمان میگردد و از زاد اوری انان خرسند میگردد و هماوردان و رقیبانش ترومیتی..گستاخی و پریمیتی...کج اندیشی هستند
خشتره ویریه (شهریور) شهریاری:
او مظهر توانایی و شکوه پروردگار است و در جهان مینوی فرمانروای بهشت و بر زمین نماینده دستگیری از مستمندان و پشتیبان آهن و فلز و فلزات کداخته ای که در انتهای جهان مردمان را به آزمون خواهد کشید و پروردگار از این روی به واسطه وی پاداش و مکافات را تایین مینماید .هماورد وی سوروه یا سر دیو نام دارد که هرج و مرج را نمایندگی مینماید .
هروتات (خرداد)امرتات(مرداد) کمال و جاودانگی:
این دو مادینه همیشه با یکدگر ذکر میگردند.خرداد تمامیت و کمال است و مظهر نجات بشر و مرداد تچلی رستگاری و جاودانگی . این دو با آب گیاه ارتباط دارند و ارمانهای نیرومند زندگی را نمایندگی مینمایند که سرچشمه رویشند و هماورد انان شگرسنی و تشنگی نامیده میشوند .
سروشه(سروش)فرمانبری:
اطاعت و انضباط است در نیایش و سرود مردمان جای دارد ، خدایی است که نیایش ها را به بهشت منقل میکند و در سرود ،سرور ایین مذهبی و نیرویی موثر است که بدی را نابود میکند و ز این رو نابود کننده دروغ مینامندش که با سلاح بسان یک جنگجو و با تبر کاسه سر دیوان را در هم میکوبد و با این همه مخالف ایشمه..خشم است . وی نیرویی است که تجسم کلام مقدس نامیده میگردد و جهان را به شب هنگام و به وقت رفت و امد دیوان پاسبانی میدهد . خانه وی که هزار ستون دارد در بالترین نقطه البرز قرار دارد که از درون به خودی خود روشن است و از بیرون از ستارگان نور میگیرد و بر گردونه ای با چهار اسب سفید سوار است و خدایی است که پس از مرگ روان پارسایان را شاد باش میگوید و همراه با مهر و رشن وظیفه داوری را بر عهده دارد و بر ان نظارت میکند.
امشاسپندان: پسران و دختران هفت گانه خدای مقدس،که اهوره مزدا انان را ابتدا خلق نمود که هر کدام جلوه هایی از خصوصیات روح مقدس پروردگار هستند که انسان میتواند با تاسی به انان به جایگاهی بلند مرتبه زهنمون گردد و راه (اشه)پارسایی را در پیش گیرد و به نامیرایی و شهریاری دست یابد. Persian Mythology --John Russells Hinnells
پروا مکن ازشیخ زند نعره چنین پا کوبد و مشت و چین بر آرد به جبین
این جنبش و غرش از توانمندی نیست هذیان و تشنج دم مرگ است این
نعمت میرزا زاده (م.آزرم).
وطن اهریمنان بسیار دیده ست وطن بسیار در خونش تپیده ست
وطن اما هر بار دشمنان را ز پا افکنده است و خود رهیده ست
لینک به حمایت از اکبر گنجی