اما ساخت کبوتر خانه را می توان به نوعی شاهکاری هنری دانست .کبوتر خانه ها را در مناطقی بنیان می نهادند که از اقلیمی کویری بهره مند بود مصالح و متد ساخت نیز متاثر از شرایط محیطی. چون بافت معماری که گل رس و کاه و نمک بنیادش را بانی بودند و مقاوم در برابر سرما و گرما و عایقی حرارتی و در عین حال صوتی تا آرامش کبوتران اندرون کبوتر خانه را تامین نماید . غالب کبوتر خانه ها به واسطه بهره گیری از حد اکثر فضا به شکلی استوانه مانند ساخته می شدندتا لانه های بیشتری را در خود جای دهند . طراحی ورودی به اندازه ای بود تا کبوتران را به داخل پذیرا باشد و میهمانان نا خوانده را به اندرونی راهی نباشد و در عین حال بدنه کاهگلی مانع از زاد و ولد حشرات موذی چون ساس و کنه می گردید و دلایلی چند که در سطور بالا به پاره ای از انها اشاره گشت. به جهت استحکام هر چه بیشتر درون را با تیرچه های متقاطع مسلح می نمودند و سطح بیرونی را ساروج اندود تا مانع از فرسایش محیطی گردد . در بخش میان تهی بالای کبوتر خانه نیز دریچه هایی به جهت تبادل حرارتی و آمد و شد جریان هوا به داخل کبوتر خانه که قرابتی بسیار با بادگیرها استانهای کویری ایران دارد و در میان کبوتر خانه نیز حفر چاهی به جهت تامین آب شرب کبوتران در صورت نزدیک نبودن آبگیر و جوی و رودخانه .
سهرابی نژاد در بخشی دیگر از مقاله خود چنین می آورد که صاحبان کبوتر خانه ها به ۳ ماه به یک بار برای جمع آوری فضولات به داخل کبوتر خانه ها وارد می گشتند و کود حاصل را جمع آوری می نمودند که از برای صیفی جات و میوه های جالیزی بسیار مفید می بود حال باید در نظر آورد میزان کود استحصال گشته را بر مبنای آمار کبوتران موجود در کبوتر خانه که گاهی به بیش از ۷۰۰۰هزار جفت را بالغ می گردید و رقم ۷۰.۰۰۰ کیلوگرم در سال که عایدی ارزشمندی را از برای کشاورزان به همراه داشت .
منابع:
به آن هنگام که کشتی نوح در آن طوفان مهیب گرفتار آمده بود نوح بر آن شد تا خود و سفینه نشینان را بر ساحلی فرود آورد ،زین رو کلاغی را به جستجوی خشکی روانه کرد .کلاغ ساحل را یافت و بر ساحل بر نعش مرداری نشست و مشغول به خوردن لاشه متعفن گردید،خبر به نوح رسید و مقرر کرد که کلاغ ازان پس مردار خوار باشد . این بار نوح کبوتری را به جستجوی خشکی روانه کرد .کبوتر ساعتها بر آسمان بود تا عاقبت به دیدن ساحلی دور دست بر آن فرود آمد . به هنگاه ی فرود به نیمی از پای کبوتر در آب بود ، آبی که آب عذاب نام داشت و بسیار گرم . زین رو کبوتر مجددا به هوا بر خواست و بر شاح درخت زیتونی که در آن آب ریشه داشت بنشست ، از شاخ درخت زیتون ساقه کوچکی به منقار گرفت و به سوی کشتی نوح باز گشت و چون رهنمایی کشتی نوح را به سوی آن ساحل رهنمون گشت . از آن تاریخ کبوتر پیام آور آرامش و نماد صلح نام گرفت . البته صلح دارای نمادهای متفاوتی است به طور مثال درنا و خصوصا درنای سفید در میان اثارر و هنرهای دستی مردمان شرق آسیا از جایگاه ویژه ای بر خوردار است آنرا سمبل صلح و آرامش می دانند . شاید مشهورترین حماسه درنا دخترک ۱۱ ساله ژاپنی ، ساداکو ساداکی باشد .ساداکو به واسطه قرار گرفتن در برابر تشعشعات اتمی در بمباران اتمی امریکا در هیروشیما به تاریخ ۶ آگوست ۱۹۴۵ به سرطان خون مبتلا گشت .ساداکو شنیده بود که اگر هزار درنای سپید کاغذی درست کند می تواند یک آرزو کند تا بر آورده شود ، از این رو ساداکو به تنهایی و با دست تنها شروع به ساخت هزار درنای سپید کاغذی می کند تا بتواند آرزو کند تا سلامتی خویش را باز یابد، اما سرطان خون ساداکو را امان نداد و عاقبت در ۲۵اکتبر ۱۹۵۵در کنار هزار درنای دست سازش جان سپرد و به این ترتیب ساداکو سازاکی برای همیشه جاودانه شد و دولت ژاپن بنیادی را با این نام به یاد ساداکو ساداکی و هزار درنای کاغذی سپیدش بنا نهاد.
اما کبوتر آنچنان است که نیاز به معرفی ندارد . روزانه گونه های مختلف آن را می بینیم و بسیاری از گونه ها و زیر گونه ها در آشیانه ی مان آشیان دارند.با بالهایی سر گرد با زوایای تیز و سری کوچک که چون جغد نمی توان نر و ماده ی شان را به آسانی تشخیص داد که هم شکلند . و بر روی زمین یا ارتفاعات و درزها شکافها و دالانها لانه دارند . بر اساس شهادت شاهدی چون تاریخ ، به ۳ هزار سال پیش از میلاد در مصر پرنده ای دست آموز بوده است و در بازی های المپیک به بازی می گرفتندش و نام قهرمانان بازیها را به پایش میبستند و به سوی کشورش روانه می کردند. علی گلشن در مقاله ای به استفاده کورش از کبوتران نامه بر اشاره می کند و به ژول سزرار و فتح فرانسه امروزی و استفاده از کبوتران نامه بر و به اکبر شاه گورکانی و سرای پر کبوتر او و اشتیاق ملک شاه سلجوقی به گونه های جانوری و من جمله کبوتر و پنجمین سلاله مصر باستان که نام کبوتر را گرامی می داشت .علی گلشن در همان مقاله به عشقبازان قدیم ایران اشارت می کند و مبداء پیدایش کبوتر بازی در ایران نوین را به دوران سلطنت ناصر الدین شاه می داند و به بر پایی نخستین مسابقه کبوتر پرانی در آن دوران و رجالی چون رحمان خان توتونی و و دربار قاجاریه و معیر الممالک و دوستعلی خان معیر الممالک که هزاران گونه را در سرای خویش گرد اورده بود و دیگرانی چون شاهزاده حاج نصرالله و میرزا آقا سلطان و دیگر عشقبازان و نقش بازان.
در ایران گونه هایی از کبوتران چون: کبوتر جنگلی - فاخته - قمری - یا کریم- کبوتر چاهی - فاخته خاوری- قمری خاوری و .... می زیند . در ایران ارزش کبوتر را کبوتر بازان یا در اصطلاح عشقبازان تایین می نماین و اساس ارزش گذاری را بر مبنای رنگ پرها . قدرت پرواز . بزرگی یا کوچک بودن سر ، آرایش بالها و تداوم پرواز قرار می دهند. اما این باورها منحصر به عشقبازان نمی گردد به طور مثال در باورهای مردمی یا کریم گونه ای است که مداوما در حال ذکر گفتن می باشد و مکررا می گوید که بچه ام تب کرده ...بچه ام تب کرده .... یا در امام زاده ها و امکنه مقدس گونه هایی از کبوتران یافت می شوند که زوار انان را نمی گیرند و دام از برشان نمی نهند و کشتن آنان را حرام می دانند،چرا که بر این باورند، نباید خون هیچ جانداری در مکان مقدس ریخته شود و از برای نذر و نیاز، آب و دانه ی شان را نیز تامین می نمایند . از این رو این گروه از کبوران را کبوتر حرم می نامند و گروهی دیگر از انان را که غالبا در مامن دراویش سکنی دارند را یاهو نام گذاشته اند ......ادامه دارد
خانم معصومه ابتکار به خاطر دارید که در مرداد ماه ۱۳۸۱ حدود ۱۰۰ هکتار از بهترین اراضی پارک ملی سرخه حصار را به عمد آتش زدند .پس از آن آتش سوزی عامدانه محمد حسن پیراسته مدیر کل محیط زیست استان تهران و منصوب شما اعلام داشت که این آتش سوزی عمدی بوده و به دست عوامل تعاون جهاد کشاورزی انجام پذیرفته . میدانید که پارک ملی سرخه حصار با قدمتی بیش از ۲۰۰ سال یکی از پارکهای ملی ایران محسوب می گردد که از نادرترین اکوسیستمهای استپی و بیشه ای و کوهستانی کشور بر خوردار است که گونه های مختلفی از گیاهان و پستانداران و خزندگان را در خود جای داده و همانند پارک ملی خجیر تنها نماینده ارزشهای طبیعی اطراف شهر تهران است که دو ریه پر قدرت تنفسی را برای این کلان شهر ۱۲ میلیون نفری نمایندگی می کند. به یاد دارید که پس ازآن آتش سوزی عامدانه ،فرهاد دبیری معاون حقوقی و پارلمانی سازمان حفاظت محیط زیست نسبت به هر گونه دخل و تصرف غیر قانونی افراد سود جو (بخوانید عوامل وزارت جهاد کشاورزی ) هشدار داده بود چرا که در حدود ۲۴۰ هکتار از بهترین زمینهای پارک ملی سرخه حصار که در عین حال از ویژگی مشرف بودن به تهران نیز بهره می بردند در سال ۱۳۶۴ و در دوره زمامداری وزیر کشاورزی وقت که خود در ان دوره عضو شورای عالی حفاظت از محیط زیست نیز بوده و بر مبنای قانون اصلاحیه حفاظت و بهره برداری از جنگلها و مراتع نسبت به ملی بودن پارک سرخه حصار و منع ساخت و ساز در ان اگاهی کامل داشته به تعاونی وزارت مسکن جهاد سازندگی وا گذار می گردد. خانم ابتکار به خاطر دارید که پیش از انکه همای وزارت بر شانه شما بنشیند به سال ۱۳۵۹ هوشنگ ضیایی به مدت یک سال عهده دار ریاست سازمان محیط زیست بود . هوشنگ ضیایی می گوید: پارک ملی سرخه حصار در سال ۱۳۵۹ به عنوان پارک ملی در سازمان به ثبت رسیده و بر مبنای قانون هرگونه ساخت و ساز در ان غیر قانونی بوده و غصب محسوب می گردد . خانم ابتکار می دانید که محمود حجتی وزیر جهاد کشاورزی آن هنگام که در میان نمایندگان تشکلهای غیر دولتی حضور داشت گفت دستور قطع درختان این پارک را صادر نکرده و این پارک زیر مجموعه سازمان محیط زیست است . خانم ابتکار به یاد می اورید که صمد مهدوی مدیر عامل شرکت تعاونی مسکن و شهر سازی وزارت جهاد کشاورزی به خرج آخرین قطره خون خود به واسطه احقاق حق حفظ زمینهای غصبی اشاره کرده بود ! به یاددارید که صمد مهدوی در حضور تشکلهای غیر دولتی تصریح نموده بود که سازمان ۳ هکتار از زمینهای متعلق به وزارت جهاد کشاورزی را غصب کرده ! به یاد دارید که مهندس صمد مهدوی بر علیه سازمان شکایت برده بود و در تمام مراحل به گفته خود حقانیت وزارت جهاد را اثبات نموده بود و از کیسه پایبندی به نظام و اطاعت از قانون و پیروی از رهبر نیز بسیار خرج کرده .می دانید که مهدوی به ۴۰۰۰ عضو تعاونی مسکن وزارت جهاد و در اختیار داشتن سند شش دانگ تفکیک شده ی مجموع ۲۴۰ هکتار از مرغوبترین زمینهای منطقه سرخه حصار بارها و بارها اشارت داشته است . خانم ابتکار می دانید که محمد علی مختاری مدیر عامل سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری تهران گفته بود شهرداری تهران به واسطه حفظ حقوق عامه شهروندان از تغییر کاربری حتی یک وجب از پارکهای ملی همانند سرخه حصار جلوگیری می کند و هر گونه ساخت و ساز را غیر قانونی میداند . مختاری نیز این پارک را ملی خوانده بود و در زمره اراضی حفاظت شده و صدور سند برای ان را کاملا مغایر با قانون دانسته بود و شهرداری منطقه ۱۳ را مکلف به حراست از آن . خانم ابتکار آگاهید که جهانبخش خانجانی سخنگوی وزارت کشور تصرف پارک ملی سرخه حصار را تخطی از قانون دانسته بود و به عنوان مشاور وزیر و سخنگوی وزارت کشور به عملکرد فراتر از قانون بسیاری از سازمانهای موازی و غیر اشاره کرده بود و انرا از بین بردن اقتدار حاکمیت و تضمین منافع گروهی خاص دانسته بود . خانم ابتکار می دانید که مطابق تبصره ۴ از ماده ۳۱ اصلاحی قانون جنگلها و مراتع تمامی اراضی ملی و مناطق حفاظت شده در اختیار سازمان حفاظت از محیط زیست قرار می گیرد یا باید قرار بگیرد و از قابلیت وا گذاری به غیر برخوردار نیستند .شما خود آگاهید که پرونده پارک ملی سرخه حصار به واسطه فقدان توان سازمان و تنزل شخص ریاست جمهور از ریاست جمهوری به مقام یک مامور ساده اجرایی و صاحب قدرت ۹ سال است که در دادگاههای مختلف اعم از بدوی و تجدید نظر و دیوان عالی کشور در حال رسیدگی بوده و رای قطعی در این باره صادر نشده است . خانم ابتکار شما خود گفته بودید که متاسفانه بسیاری از رسانه ها در خصوص پارک سرخه حصار تصور نا درستی داشته اند و به مصوبه سازمان حفاظت از محیط زیست در این باره اشاره کرده بودید . شما خود گفته بودید سازمان حفاظت از محیط زیست تحت هیچ شرایطی اجازه نخواهد داد عملی خلاف قانون صورت بگیرد .آقای خاتمی در پی تشکیل تشکلهای غیر دولتی به دوران پس از ریاست جمهوری هستند .نمی دانم به منصب دولتی از چه میزان قدرت اجرایی بر خوردار بوده اند که تداوم آنرا به دوران پس از ریاست جمهوری در NGO جستجو می کنند . خانم ابتکار چند روزی بیش نمانده . حقوق انسانی در جامعه مدنی که اینگونه نا فرجام فرجام یافت، اتشاج با درختان چه میشود! آخر چگونه است که ۱۰۰ هکتار از ثروتی ملی را آتش می زنند و آب از آب تکان نمی خورد ؟!.
پارک ملی سرخه حصار در سال ۱۱۷۴ به عنوان شکارگاه سلطنتی مورد حفاظت قرار گرفت و در سال ۱۳۵۹ به گفته وزیر وقت هوشنگ ضیایی در زمره پارکهای ملی ثبت گردید. پارک ملی سرخه حصار در شرق تهران واقع شده و از وسعتی در حدود ۹۳۰۰هکتار بر خوردار است . بر مبنای تبصره ۴ ماده ۳۱ اصلاحی قانون جنگلها کلیه مراتع و اراضی ملی و مناطق حفاظت شده در اختیار سازمان محیط زیست قرار دارد و قابل وا گذاری به غیر نیستند .
بنا بود ۵ هفته ای تهران نباشم که فعلا به دو هفته محدود گشت ، هفته اول که اسکله شماره یک بندر امام فعلی و شاهپور سابق ،هفته دوم هم جزیره صنعتی صدرا بوشهر و سکوهای حوزه نفتی ابوذر .یدک کشی هم که بنا بود تعمیرات موتورخانه اش را شروع کنیم هنوز بر روی داک است و باید تا به آب انداختنش صبر کنیم ، به بچه های ناوبری که نگاه می کنیم حسودیمان میشود .... کار و باری که ندارند به جز خوردن آب جو اعم از اسلمی و غیز اسلامی و شیر قهوه و دخالت کردن در کار بچه های انجین و به زحمت انداختن سر آشپز از صدقه سر بیدار شدن دیر هنگام ...می گویند یکی از عمده دلایل غرق شدن تایتانیک هم اختلاف مدیر ماشین با ناوخدا بوده است..... (خنده) .. شناور که به زمان تعمیرات دوره ای رسیده باشد ،بیچاره مدیر ماشین و برو بچه های انجین که تمام کاسه کوزه ها بر سر انها شکسته می شود، چه ان هنگام که شناور عملیاتی باشد و چه نباشد تفاوتی ندارد ..کار همیشه هست .. حال خود تصور کنید در گرمای جنوب در داخل موتورخانه باشی و در زیر آب و بوی روغن و سوخت و تعریق بدن مخلوط و ژنراتورها هم مشغول کار باشند و اگزوزهای خروجی انان نیز از بالای سرتان رد شود حال دوباره تصور کنید که شناور عملیاتی و در میان امواج باشد و هر گردنده ای در موتورخانه به حال گشتن خبری هم از تهویه نیست به جز فنهای انجین روم که رطوبت و گرمای بیرون را چون شلاق بر صورتت می زنند ...ما به که شکایت بریم خود نیز مانده ایم ....نمیدانیم چه زمانی اختلاف بریج و انجین روم پایان می یابد به هر روی تا بوده چنین بوده ..لا اقل ابزار را کش می روید باز گردانید که وسط دریا سرگردان نچرخید ماهم گریس به ستونهای قائم بر کیل نمی مالیم تا بیلر سودتان گریسی نشود ( خنده) ...فصل صید میگو هم که در بوشهر آغاز شده بدا به حال شناورهایی که کارهای تعمیراتی را تا به امروز به پایان نبرده اند خاطرم هست تابستانی را که دو شناور صید میگو ی فردوس ۲ و ۳ در کشتی سازی بندر عباس افتاده بودند و روزهای با ارزش صید را از دست می دادند و چه دندان قروچه ای می کرد ناو خدا راستی ...ناو خدا راستی را به خاطر دارم از صید صنعتی ..نمی دانم حال چه می کند ...شنیده بوم که دیابت چشمانش را از وی گرفته...دیگری می گفت سکته کرده و دست راستش دیگر حسی ندارد ،خبری از ناو خدا ندارم ...به یاد ناو خدا حسن کوتاه هستم ..می گفتند با این که چشمانش سوی دیدن نداشت اما با چشیدن آب خلیج موقعیت مکانی را تعیین می نمود ... به یاد ناو خدا گودرزیان هستم و آن هنگان که به وقت لایروبی، کشتی صیادی جهاد فانوس در دریا آتش گرفته بود ،بر روی لایروب نوسود بودیم و مشغول به تخلیه استخر که صدای کمک بچه های جهاد فانوس مداوما از عباس رادیو در بریج به گوش می رسید.... بازوهای لایروب در آب بود که همه به کمک جهاد فانوس شتافتند تا با پمپهای فشار قوی آب بر روی دک ،آتش را فرو بنشانند و ما نمی توانستیم با اینکه از دو پمپ۱ مگاواتی بر خوردار بودیم ...بچه های جهاد فانوس خود را به داخل آب پرت می کردند تا از شعله های آتش در امان باشند گرچه توسط دیگر سناورها از آب گرفته می شدند ...نمی دانم چه مدت در آتش می سوخت... اما دو روزی دود ناشی از سوختنش را شاهد بودیم ۷اکنون نیز لاشه جهاد فانوس در حد فاصل بندر عباس و کشتی سازی افتاده است ...به خاطر می اورم آن زمانی را که کارتل مین انجین ، تی بی دی ۵۰۱ نوسود با صدایی مهیب در موتورخانه منفجر گشت و چه ساعاتی بر ما گذشت در میان دریا ... به خاطر دارم آن زمانی را که با حجاز۶۶ به گلباران محل سقوط ایرباس ایران در خلیج فارس مشغول بودیم و جز صدای بر خورد آب با بدنه حجاز صدایی از کسی بر نمی خاست .. آخر هر سال حجاز۶۶ بویه گذار این وظیفه را بر عهده داشت....به خاطر دارم احمد ببری غواص فلات قاره را که با انواع مرواریدهای خلیج آشنایم کرد ..در ارتباط با مرواریدهای خلیج نیز خواهم نوشت . احمد ببری به هنگام جوشکاری در زیر آب مورد حمله «کوسه کر» قرار گرفت،یکی از فلیپرهایش کنده شد و نتوانست خود را به سطح آب برساند حتی لایف ژاکت احمد نیز به فریادش نرسید احمد غواص نیروی دریایی بود و به مدت ۸ سال تمام از جانب نیروی دریایی به پیش از انقلاب در سواحل کوسه خیز دنیا در استرالیا و انگلستان اموزش دیده بود..خاطرم هست با اینکه سنی هم سان پدرم را داشت اما قدرت بدنی اش مثال زدنی بود خصوصا ساعدهای بسیار قدرتمندش ....از احمد ببری محکم دست دادن ،یک توپ واترپولو و یک جفت فین غواصی را به یادگار دارم........یادش بخیر.