اتحادیه عرب با انتشار بیانیه ای به اجلاس اخیر خود پایان داد و چون گذشته بی توجه به حقایق غیر قابل انکار تاریخی به حکم مخالفت سنتی ، بر حقوق امارات بر جزایر سه گانه(ابو موسی ،تنب کوچک،تنب بزرگ) پای فشرد . متاسفانه دول عرب در قبال بسیاری از مشکلات جهان عرب همانند مسئله اسرائیل و فلسطین، تا کنون حتی به وحدتی نظری نیز دست نیافته ، اما به کوچکترین سایشی با ایران انچنان مواظعی اتخاذ میکنند و از عزمی ملی سخن میرانند که بیا و به تماشا بنشین ، حمایت اتحادیه عرب در حمایت از صدام حسین در طول جنگ خود نمونه ای بارز و حمایت از ادعاهای واهی امارات نیز نمونه ای دگر و نمونه های بسیار تا روابط اجتماعی و فرهنگی، که از حوصله این نامه خارج است ..... در این نامه قصد اشارتی مختصر است بر وضعیت مالکیت ایران بر جزایر سه گانه از منظر تاریخی به زبانی ساده و پرهیز از پرداختن به حاشیه. پر واضح است که در روند بررسی یک مسئله حقوقی نمیتوان از مستندات مسلم تاریخی در طی روند دادرسی چشم پوشی نمود.
خلیج : پیشروی اب در خشکی را به گونه ای که از سه سو به توسط خشکی محاصره شده باشد را خلیج مینامند، در خلیج ،خلیجهای کوچک دیگری نیز وجود دارد که انان را خور یا هور مینامند .( اخوار -اهوار)
استعمار بریتانیا :به جهت بر رسی وضعیت مالکیت جزایر سه گانه باید به اواخر قرن نوزدهم باز گردیم ، قرنی که استعمار شکل دیگری داشت ، روباه پیر استعمار ،امپراطوری بریتانیا به دوران ناصر الدین شاه به واسطه ادعاهای امارات و اعراب جزایر قشم -لارک-ابوموسی- تنب بزرگ و کوچک را به نا حق به دندان گرفت و تا بدانجا پیش رفت که با اوضاع گل و بلبل دوران قاجاریه حتی ناصر الدین شاه نیز بر اشفت و بریتانیا را به نقشه رسمی وزارت جنگ بریتانیا در سال ۱۸۸۶ که مالکیت ایران را بر جزایر فوق تایید مینمود ،رهنمون شد. در این نامه که در سال ۱۸۸۸ از جانب وزیر مختار بریتانیا به ایران تقدیم سده بود مالکیت ایران بر جزایر قشم -هنگام-لارک-سری -ابوموسی- تنب کوچک و بزرگ را رسما تایید نموده بود . شاه وقت ، به نماینده بریتانیا اخطار داد که ادعاهای اعراب واهی بوده و مواظع بریتانیا نیز بی پایه است . بماند که اکنون محافل سیاسی انگلستان بر رخ دادن اشتباه چاپی در این نقشه ها اشارت دارند انهم در ۲۳ نقشه!!!( نقشه مورد بحث ۱۷ متر مربع وسعت دارد )
نخستین تنش:در شرایطی که بریتانیا بر جزایر فوق حکم میراند سعی نمود تا بر جزایر دهانه هرمز سلطه ای دو جندان یابد ،نفود امپراطوری روسیه خود نیز از عمده دلایل اتخاذ این سیاست بود . بدین جهت بریتانیا پرجم شیخ شارجه را در سه جزیره ابو موسی -تنب کوچک- تنب بزرگ- بر افراشت . اوضاع ایران انچنان نابسمان بود که تا به یک سال متوجه این امر نگردید و عاقبت مدیر بلژیکی گمرکات جنوب کشور به هنگامه گشت زنی ، پرچم شیخ شارجه را دیده و فرمان پایین کشیدن ان را صادر میکند و مجددا پرجم ایران را به اهتزاز در میاورد و جند تفنگچی نیز به حفاظت از ان میگمارد ، بریتانیا سریعا واکنش نشان داده و پرچم ایران را به زیر میاورد ، مجددا ایران پایه پرچم را کنده و این وضع ادامه میابد و عاقبت به واسطه استمرار ایران در این کار ، بریتانیا میپذیرد تا به هنگام روشن شدن وضعیت هیچ پرچمی در انجا افراشته نگردد ،اما بریتانیا تا سالها از گفتگو پیرامون وضعیت جزایر طفره رفت و به وعده خود وفا ننمود ،از طرفی ایران که شاهد بازرگانی قاچاق و غیر قانونی اعراب در ان جزایر بود دست به تاسیس قرارگاه پلیس زده و اقدامات جدی خود را به جهت کنترل تجارت اغاز نمود .
گفتگو با بریتانیا :به سال ۱۳۲۸ ایران راه گشایش را در ارجاع پرونده به سازمان ملل جستجو نمود ، بریتانیا به جهت جلوگیری از این اقدام حاظر به گفتگو گردید و عاقبت نیز گفتمان بی نتیجه پایان یافته و ایران بر ان شد که برای احقاق حقوق حقه خود به شیوه ای دگر متوصل گردد .
اقدامات نخستین :در ۱۹۳۴ مقامات سیاسی ایران از تنب بزرگ دیدن کردند و شیخ راس الخیمه را واداشتند تا برچم را به زیر کشد و از جانبی یک شناورعربی متعلق به امارات را توقیف نمودند و در نهایت بریتانیا که از رویت این تلاشها بر اشفته گردیده بود اعلام کرد که در جهت حمایت از امارات و منافع ان به زور متوسل خواهد گردید و عاقبت نیز مداخله کرده و وضع را به صورت اول باز گردانید .
دکتر محمد مصدق و اقدامات عملی: در۱۹۴۸ ایران که با بی اعتنایی و بی احترامی انگلستان به روند مذاکرات رو به رو گشته بود بار دیگر اماده ارجاع پرونده به سازمان ملل نموده بود و اعلام امادگی که اماده باز پس گیری جزایر با استفاده از زور میباشد ، بریتانیا اعلام نمود که بر مواضع خود استوار است ، ایرانیان عازم تنب بزرگ گشتند و پرچم ایران را به اهتزاز در اوردند، در ۱۹۴۹ بار دیگر انگلستان پایه پرچم را از جای در اورد ، دکتر محمد مصدق در ۱۹۵۳ رزمناوی ایرانی را به ابو موسی روانه کرد ،گروهی به داخل جزیره رفته و جزیره را ترک گفتند ،این اقدام موید امادگی ایران برای باز پس گیری جزایر به هر قیمتی شمرده میشد . در ۱۹۶۱ در دوره دکتر امینی و به تقلید از ابوموسی این روند در ارتباط با تنب بزرگ انجام پذیرفت تا جمعی از ایرانیان با یک هلیکوپتر و یک رزمناو عازم تنب بزرگ گشتند و عاقبت به دولت اسد الله علم دولت ایران با اقدامی سریع و قاطع جزیره سیری را از بریتانیا و شیخ نشینهای شارچه بازپس گرفت، این اقدامات در مورد دیگر جزایر ایران نیز با تنشهای بسیار ادامه یافت تا زمانی که بریتانیا در صدد بیرون رفتن از خلیج فارس بر امد .
خروج بریتانیا :بریتانیا در ۱۹۶۸ در پی بیرون رفتن از خلیچ فارس بود ، اما ایران بر این خواست خود اصرار میورزید که به واسطه سیاست استعماری انگلستان در قبال ایران به جهت تسخیر غیر قانونی جزایر ایرانی از ۸۰ سال پیش تا کنون بایدبازگردانیدن جزایر به ایران صورتی رسمی داشته باش.ایران در جهت نیل به این هدف تهدیداتی جدی را اغاز نمود و عمدتا بر اقدام نظامی اصرار میورزید ، نخست وزیر وقت هویدا در ۱۹۷۱ اعلام نمود که ایران برای احقاق حق خود با تمام توان خواهد جنگید و به کشتیهای جنگی ایرانبلاغ گردید با رویت هر هواپیمای انگلیسی که بر فراز این جزایر پرواز کنند ان را هدف قرار دهند ، و بر این نکته تاکیر کرد که هیج سازشی را پذیرا نخواهیم بود - از جانب دیگر ایران تلاشهای دیپلماتیک وسیعی را در سطح جهان اغاز نمود تا راه بازگشت این جزایر به ایران را فراهم نماید.
باز پس گیری جزایر :گفتگوها تا اواخر ۱۹۷۱ به طول کشید ، ایران اعلام نموده بود که به هیچ عنوان از حقوق حقه خود نخواهد گذشت،شیخ زاید در حال خروج بود حال انکه شیخ صغر حاکم راس الخیمه در دیدار با امیر خسرو افشار خواهان دریافت پول از ایران گشته بود، ایران اعلام داشت که حاضر به معامله بر جزایر متعلق به خود نیست . از جانبی گفتگوها با بریتانیا ادامه داشت ، لندن تفاهم نامه نوامبر ۱۹۷۱ را بر حاکمیت مشترک شارجه و ایران بر ابو موسی را ، در ابتدا به امضای دو طرف رساند . اما دو جزیره تنب کوچک و بزرگ بدون گفتگو به ایران باز گردانده شد -مذاکرات ادامه یافت، .....تا در روز ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱نخست وزیر ایران اعلام نمود که پرچم ایران بر فراز سه جزیره -ابوموسی- تنب بزرگ - تنب کوچک افراشته شد . ایران موفق به باز پس گیری جزایر خود به یک روز پیش از خروج نیروهای بریتانیا از خلیج فارس گشته بود .
شورای امنیت :پس از اعلام رسمی مالکیت ایران بر جزایر -ابوموسی،تنب بزرگ،تنب کوچک- کشورهای عربی همجون لیبی -عراق-عربستان - الجزایر -یمن -کویت - در همان روز الحاق به سازمان ملل به شورای امنیت شکایت بردند - شورای امنیت در ۹دسامبر ۱۹۷۱ تشکیل جلسه داد ،لیبی از جانبی تهدید به اعزام نیرو نموده بود ، عراق نیز همچنین ، از جانب ایران امیر خسرو افشار در شورای امنیت حضور یافت ،به وی ابلاغ گردیده بود تا از در گیری در قبال بد زبانیهای نمایندگان کشورهای عربی بر حذر باشد ، مذاکره ادامه میافت : ایران اجازه نقض حاکمیت خود حتی یک وجب از خاک ایران را به هیچ قدرتی نخواهد داد ، مساله جزایر ایران یک مسئله داخلی ایران میباشد و ارتباطی با طرح ان در شورای امنیت ندارد . در پایان نماینده سومالی خواستار کفایت مذاکرات شد و درنهایت پس از ساعتها شورای امنیت با موافقت همه اعضا و بدون اعتراض پرونده را بسته و انرا بایگانی مینماید . پس از ان دیگر هیج ادعایی نسبت به این جزایر مطرح نگردید تا اکتبر ۱۹۹۲ به جند ماه پس از حمله عراق به خلیج فارس ، امارات بار دیگر ادعای مالکیت بر جزایر را تکرار نمود.
در پایان اشارت اینکه که تخلیص به زیاده در این نامه، به جهت پرهیز از حاشیه وسر امدن کاسه صبرخواننده انجام پذیرفته است.