تبليغاتX
آشیل
آشیل
عفریت مرداب

------روز سوم از هفته دوم تعطیلات نوروزی بود ،در حد فاصل رشت و انزلی به رستورانی وارد شدم،از خدمه انجا به کنجی راهنمایم شدند و ستونی از اسامی غذاهای محلی گیلان که پیش رویم گذاشتند ،شماره ۱۴ ازون برون. ربع ساعتی زمان برد تا فسیل زنده جهان را بر میز داشته باشم ، اما نکته ای غریب بود این بو،  اشنایی نمیداد ،اشنایی میداد اما تاس ماهی نبود  به حکم شامه ام ! دوم انکه بسیار پر چرب بود و سوم انکه بسیار ترد و شکننده .......... بله ،خبری از تاس ماهی یا ماهی استروژن یا همان که به ازون برون شهرت دارد  نبود ، ماهی مورد نظردر حقیقت اسپله  نام داشت ،البته اسپله نام محلی و بومی  ان  در گیلان است که  نارقا یا نارگا یا کوسه یا نهنگ نیز مینامندش   ،  البته  به واسطه طعم و بوی نزدیک به تاس ماهی( خاویار -استروژن) به توسط سود جویان به نام ماهی اوزون برون  فروخته میشود -{نکته ای را اشاره کنم که در حقیقت ماهی اوزون برون  تنها ،یکی از پنج گونه ماهیان خاویاری دریای خزر شمرده میشود و به لحاظ کیفیت خاویار در رتبه پنجم پس از فیل ماهی - خاویار ایران(قره برون -تاس ماهی ایران) - خاویار روسی( -گلد-تاس ماهی روس) -  و ماهی شیپ، قرار دارد اما  اکثریت مردم به اشتباه تمام ماهیان خاویاری را اوزون برون(بینی دراز) مینامند}  اسپله در حقیقت همان  گربه ماهی اروپایی یا همان گربه ماهی دانوب است  که در ابهای شیرین زندگی میکند و در ایران غالبا در تالابها و مردابها  خانه دارد و فرمانروای این ابها محسوب میگردد و    به واسطه طعم و مزه مشابه  در برخی موارد به جای اوزون برون  ارائه میگردد، چه در رستورانها و چه در مغازه ها، بطور مثال در خیابان استانبول و سرچشمه  تهران انرا به جای فیله شیر ماهی و صارم  و .... به خلق ا.. می اندازند و می اویزند  .(پس مراقب باشید  که رکب نخورید ) از نظر بهداشتی  بیش از ۸گونه کرمهای انگلی در بافتهای بدن اسپله ماهی زندگی میکنند  که خود منبعث از نوع تغذیه اسپله ماهی هستند و از این رو  مصرف گوشت همراه باخون اسپله  میتواندخطرناک باشد - از نقطه نظر مذهبی  و شرعی هم  در زمره ماهیان حرام گوشت شیعیان  قرار دارد (به علت نداشتن فلس) -- البته در بین اهل تسنن  این مشکل وجود ندارد اما انها غالبا پس از صید اسپله ماهی سر ان را میبرند تا خون بدنش خارج گردد  چرا که به کثیف بودن خون ان معتقد هستند و به لحاظ تجربی به این باور رسیده اند مانند مناطقی چون بندر ترکمن و دیوان دره  . تا انجایی که من میدانم هم ،در اروپا نوعی صید ورزشی محسوب میگردد (بگیر و رها کن ) و نمونه های پرورشی ان مصرف خوراکی دارند. البته ایران برنامه هایی به جهت پرورش و تکثیر مصنوعی را تدوین کرده ا به جهت صادرات(حکایت محروم ماندن مردم ایران از خاویار) !

اما این پایان نامه نیست ،اسپله در باورها و داستانهای فولکلوریک مردم گیلان  هم انچنان خوشنام نیست - عمده دلیل این باور هم به زندگی توام با اسرار اسپله ماهی وابسته است  که خود منشا پدید امدن بسیاری از روایات و داستانها  و القابی چون عفریت مرداب-بوسا-کلیس را فراهم اورده  ، چرا که اسپله  غالبا در ابهای تاریک و کم نور و گودالهای بستر رودخانه یامرداب سکنی دارد  و غالبا شبها به شکار میپردازد و در برنامه غذایی خود  کلیه موجودات زنده و اجساد متعفن گونه های مرده و فضولات را رهگیری میکند  به گونه ای میتوان رفتگر مردابها و ابهای تاریک نامیدش ، در باورهای مردم گیلان زمین روایاتی شنیدنی نیز در ارتباط با اسپله وجود دارد - برخی معتقدند که اسپله ماهی اگر انسانی را بر لب اب ببیند انقدر به کناره ساحل نزدیک میشود تا حس کنجکاوی وی را بر انگیزد و وی را به داخل اب بکشد - در باوری دیگر  بومیان معتقدند که در جایی که اسپله زندگی میکند  پرندگان به روی اب نمینشینند - گروهی معتقد که به هنگام بارندگی و سیلاب اسپله به روی اب می اید و با ضربه زدن به تنه درخت موجبات سقوط موجود زنده از انرا فراهم میاورد - گروهی در روستای رشت اباد در حاشیه رشت بر این باور بودند که عروس خانواده ای به لب اب رفت و به وسیله ماهی بزرگ سیاهرنگی به زیر اب کشیده شد یا در ارتباط با پسر بچه ای این روایت را به تکرار اورده اند  - در روایتی دیگر که در مقاله ای میخواندم گروهی از صیادان که به ایات قرانی قسم میخوردند اذعان میداشتند که  پس از صید اسپله دست نیمه هضم شده دختر بچه ای را در معده وی یافته بودند  که بر دست  وی النگویی طلا دیده میشد  یا در سد تاریک(امام زاده هاشم در نزدیکی رشت) اشارت به اجساد گونه های جانوری(سم سانان) که پای در دهان اسپله داشتند  و یا در بندر انزلی  که صیادان مرغابی به زیر اب کشیده شدن مرغابیان را به توسط اسپله ماهی شهادت میدهند ،البته  ظاهر برهنه و لزج و اسفنجی و فاقد فلس و ان شاخکهای بلند حسی(سبیل)  اسپله ماهی  نیز ،خود بانی به وجود امدن روایانی این چنینی در باورهای فولکلوریک گیلان زمین گشته است و بدین علت عمده  صیادان بومی که به صید اسپله ماهی نائل می ایند در غالب موارد اسپله  را مدفون کرده یا انرا قطعه قطعه میکنند و یا انرا طناب پیچ کرده و بر زمین میکشند یا در صورت کوچک بودن انرا به زیر پای گذاشته و له میکنند   .  باشد که به جای کشتن بی دلیل و بدون توجیه این گونه و گونه های مشابه ، انان را با بوسه  و  انداختن عکسی به اب بازگردانند .

در خاتمه اشاره به این نکته که اسپله ، اوزون برون(تاس ماهی، ماهی خاویار ، استروژن ) قزل الای فنلاندی و ..... نیست ، اشتباهی نخوریمش(خنده).  

عکسهایی دیگر از اسپله.5 4 2 1 3 

2 نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1384ساعت 22:31  توسط علیرضا ( آشیل )  |