اما ما به عنوان یکی از پنج کشور اول جهان در زمینه «اکوتوریسم» چه داریم ؟ به اذعان بسیاری از گردشگران و جهانگردان ایران سرزمین تقابلها و تضادها است .کشوری که می توان۲۷متر زیر سطح دریا بود و تا ۵۶۷۱متر بالاتر از سطح دریا،بر فراز بلندترین قله اورآسیای غربی این سرزمین را زیر نظر گرفت .. کشوری که می توان میزان بارندگی سالانه ای در حدود ۲۰۰۰میلیمتر را در نواحی خزر و میزانی از همانرا به میزانی معادل صفر را در کویر مرکزی مشاهده نمود ..می توان جنگلهای غنی و سرشار خزر را با دشتهای بزرگ کویری را به یکجا داشت میتوان به یک فصل اختلاف دمای معادل منهای ۳۵ درجه را تا بیش از مثبت ۴۵ درجه را به یکجا و یک زمان تجربه نمود ..کشوری که خود در چهارراه مهاجرتی در آسیا و بین شرق و غرب و شمال و جنوب واقع گردیده ...کشوری که کرانه کامل خلیج فارس را به طول بیش از ۱۶۰۰کیلومتر و شمال را به طولی بیش ۸۰۰ کیلوتر در اختیار دارد ..کشوری که ۱۰ پارک ملی ،۵اثر طبیعی ملی،۲۶ پناهگاه زنده حیات وحش ،۴۷ منطقه حفاظت شده ، بیش از ۷۰۰۰ گونه گیاهی با اقلیت ۲۰درصد بومی آن ،بیش از ۵۰۰ گونه از پرندگان با اقلیتی کمی بیش از ۲۰ درصد ،در حدود۳۲۵ گونه آبزی را در جنوب و ۹۳درصد ذخیره ماهیان خاویاری جهان را در شمال ،بیش از ۱۴۸ گونه جانوری شاخه پستانداران را با اقلیتی بومی و ۱۵ درصدی و ظرفیتهای بی نهایت و جاذبه های طبیعی و هر انچه در مفهوم اکوتوریسم می گنجد را که پرداختن به ان را خارج از مقوله بحث می بینم به یکجا دارد و فقط و فقط با تخصیص کمی توجه به ان میتوان در امدی سرشار ایجاد نمود و در عین حال از مهاجرت خیل عظیم مهاجران و روستاییان به شهرها کاست مشروط بر اینکه رابطه قهر آمیز شهر و شهرنشینی را با روستا و طبیعت از میان بر داریم .اما از حسنش گفتیم از عیبش نیز بگوییم در مساحتی جهانی .در کنار کلیه تاثیرات مثبت توریسم که ناشی از سیاستگذاریهای بلند مدت کشورهای پیشگام در این صنعت می باشد اثرات زیان بخش ان نیز شایان ذکر است .اما اثرات زیانبخش اکوتوریسم که در بهره برداری از محیط زیست و محیطهای طبیعی ناشی می گردد نیز قابل بحث است .شاید سواحل دریای مدیترانه خود نمونهای بارز در طرح این مدعا باشد .تقریبا با استفاده از تمامی بخشهای این دریا و سواحل ان و تخصیص ان به بخش توریسم سراسر این سواحل به گونه ای الوده شده ..از مواد نفتی گرفته تا جریان مداوم فاضلابها و الودگی ناشی از صنایع و تاسیس مراکز متععد جذب سیاح و گردشگر و در امدهای ارزی و رقابتی بس ناادانه با طبیعت .شاید رودخانه راین که از کوه های الپ سر چشمه میگیرد و پس از گذر ار سوئیس و المان و اتریش و هلند و لوکزامبورگ به دریای شمال میریزد خودنمونه ای بارز در این بین باشد . گرچه نمی توان تلاشهای تشکلهای زیست محیطی در این کشورها را نا دیده انگاشت و از کنار کنفرانسهایی که تا به حال در این میان برگزار شده بی تفاوت گذشت ، کشوری چون کاستاریکا که با توسل به برنامه ریزیهای دراز مدت توانسته در صد زیادی از گونه های گیاهی و جانوری خود را حفظ کند و مفهوم اکوتوریسم پایدار را دریابد اما در نقطه مقابل ان میتوان به بسیاری دیگر از پارکهای ملی افریقا اشاره نمود که به واسطه توجه بیش از حد به منابع مالی و توریسم به شدت زیان دیده اند و از شکل طبیعی خود خارج شده اند ....دیگر حیوانات از صدای ماشینها و جهانگردان متوحش نمی شوند و به دوربینها و اکشنهای های توریستها نیز واکنشی نشان نمیدهند و این همانچیزی است که توریست انتظارش را ندارد یعنی طبیعت مصنوعی..توسعه بی رویه توریسم در این کشورها منابع طبیعی را با خطر رو به رو کرده و اثرات نا مطلوب خود را بر جای گذاشته چرا که استفاده از این منابع نا عادلانه بوده است ،محیط زیست مرز نمی شناسد و یک واقعه زیست محیطی در گوشه ای از دنیا می تواند تمام جهان را از خود متاثر نماید ....ادامه دارد