می گویند به دوران پس از انقلاب و تحمیلی شدن حجاب از برای زنان ایران بانوی خبرنگار اوریانا فالاچی با رعایت حجاب اسلامی به پیش آقای خمینی می رود تا علت را جویا شود که چرا چنین شد و آنچنان که می گفتید و از برایش وعده داده بودید نشد ! پاسخ آقای خمینی نیز این بود : که حجاب است و حجاب محدودیت نیست و مصونیت است و مردان را از گناه و هرزگی به دور نگاه می دارد و و و ... می گویند به محض شنیدن این سخن اوریانا فالاچی حجاب از سر بر می گیرد و خطاب به آقای خمینی می گوید : بگو ... بگو اکنون نسبت به من چه احساسی داری ؟ به این بودم که عکس زیر را در بلاگ قرار دادم . آیا به راستی می توان به این مادر برهنه و فرزندش که گویی هر دو هم سرنوشتند نگاهی شهوت آلود و جنسی داشت ؟ به باورم این که جان شیرین در بغل دارد و عریان است و نشان از بی پناهی و سر گشتگی دارد همه گونه حسی را در انسان بر می انگیزد به جز نگاهی کام جویانه و از سر تصاحب و تطامع . نشان از بی پناهی و سر گشتگی دارد این که برهنه است. این که برهنه است ناقل سر گذشتی قدسی و مینویی ست و متضمن روایت خلقت که عالم را بنیان نهاده . عریانی وی از انچنان اهمیتی بر خوردار نیست در تقابل با مفهوم و ارزشی که نزدپیروان خود دارد . مادری عریان که نگاهبان خون قبیله ای زمینی ست با اندامی شیر دهی که نقطه اتصال بشر و نشان از دوشیزگی و توالد و نازایی و سالخوردگی دارد و آن را می نمایاند و همه را در وجودش خلاصه دارد . با سینه ای فراخ که قبیله را بر آن بفشارد . عریان است اما عریانی خویش را با عریانی خویش پوشانده است .حجاب و حجابی که در برهنگی محض نمود یافته .
*در صورت دیدن نشدن عکس در وبلاگ اینجا را کلیک نمایید.
