در سندی دیگر ، آپولونیوس فیلسوف یونانی ساکن رودز اشاره دارد که غواصان دریای پارس در حالی که ظرف کوچکی حاوی گیاهی خوشبو و تهییج کننده در دست داشتند به سمت صدف رفته و باعث میشدند تا صدف لب از لب بگشاید ،سپس با شاخه ای میان تهی را به میان ان فرو برده و مایه موجود را به بیرون میکشیدند و ان را به سطح اب اورده و در ظروفی اهنین قرار میدادند ، البته انان هیچگاه موفق به پرورش مرواریدهایی اینچنینی نشدند اما شیوه ای را بدین طریق بنیان نهادند به نخستین بار . روشی که به نام پرورش کفی مشهور است . اما در اشارت به ابزار غواصی ان دوران پر واضح است که به ان دوران به اتکای هوای محبوس شده در ششهای خود به عمق فرو رفته و باز میامدند روشی که هم اکنون نیز در پاره ای از جزایر دریای پارس کماکان پا بر جاست جزایری چون لاوان و کیش و بندر مقام و استفاده از ابزاری به ارث رسیده از ایران باستان که شاید اشارتی بدان خالی از لطف نباشد و پوزش به واسطه اشنا نبودن با واژگان باستانی این ابزار و ادوات غواصی
مفلگه: التی که به جهت خارج نمودن مروارید از ان استفاده مینمودند
فطام: که گویی استخوانی بود دو شاخه مانند به جهت جلوگیری از ورود اب به داخل بینی
دین : که گویی به تاریخ باستان از پوست احشام ساخته میشد که مروارید را در ان مینهادند
بلد: که گویی غواص برای هر جه سریعتر رفتن به زیر اب ان را حمل مینمود و در ادامه تکه ای چرمین که غواصان ایران باستان به واسطه مخفی نمودن سفیدی کف پا به جهت استتار و مخفی ماندن از دید ماهیان از ان استفاده مینمودند و ان را بر پای و سینه میکردند .
انگشت بند : که شبیه دستکش است و انرا به دست میکرده و میکنند .